تبلیغات
غرولند - یک پیشنهاد؛ستون پستخانه روزنامه اعتماد
دوشنبه 19 آذر 1386  10:12 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 19 آذر 1386 10:12 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: اجتماعی ،

در صفحه آخر روزنامه اعتماد ستونی هست با نام «پستخانه» که چند وقتی است ایجاد شده.نویسنده این ستون طنز «ابراهیم رها» یکی از طنز نویسان خوب کشور است که توانسته در مدت کوتاهی این ستون را به یکی از بخش های پرخواننده روزنامه اعتماد تبدیل کند.این طنز پرداز خوب مسائل روز سیاسی - اجتماعی را دستمایه کار خود قرار داده و سعی می کند به نثری مخصوص به خود دست پیدا کند.گرچه نوشته های ابراهیم رها بی شباهت به آثار ابراهیم نبوی نیست اما به حق باید در برخی موارد او را صاحب سبک دانست.به عنوان مثال او در نوشته های اخیر خود بخشی از ترانه عامیه «از اون بالا کفتر میایه» رو انتخاب کرده و به طور ثابت در هر یادداشتش به تناسب تکرار می کند.به هر حال پیشنهاد می کنم این ستون را دنبال کنید و اگر به روزنامه دسترسی ندارید نسخه اینترنی آن را از اینجا بخواندید.در اینجا با اجازه آقای ابراهیم رها یکی از یادداشت های خوبش را در زیر می گذارم:

نامه به یک تن ماهی
ابراهیم رها

سلام تن ماهی، خوبی؟

راستش برای نامه امروز خیلی سوژه های زیادی داشتم. اولش می خواستم به یک دانشجو نامه بنویسم، بعد خب ننوشتم (توضیح می خواهد؟،) بعد می خواستم برای یک چکمه نامه بنویسم، یک چکمه بلند که شلوار فرو رفته باشد درونش، اما خب باز هم ننوشتم (اگر هنوز توضیح می خواهید خیلی پرتید، شرمنده،)...

نامه به یک تن ماهی
ابراهیم رها

سلام تن ماهی، خوبی؟

راستش برای نامه امروز خیلی سوژه های زیادی داشتم. اولش می خواستم به یک دانشجو نامه بنویسم، بعد خب ننوشتم (توضیح می خواهد؟،) بعد می خواستم برای یک چکمه نامه بنویسم، یک چکمه بلند که شلوار فرو رفته باشد درونش، اما خب باز هم ننوشتم (اگر هنوز توضیح می خواهید خیلی پرتید، شرمنده،) حالا دارم برای تو تن ماهی عزیز نامه می نویسم.تن جان، دیروز اخبار داشت با فصاحت و بلاغت تمام اعلام می کرد که تو، تن ماهی، توانسته یی به مدد کوشش های شبانه روزی (هم شبانه، هم روزانه) دوستان، طی یک سال اخیر قیمت خودت را دقیقاً دو برابر کنی. من با شنیدن این خبر مسرت بخش که پس از خبر پیشرفت چشمگیر نرخ روغن نباتی و تخم مرغ، از ابتدای هفته تاکنون، همه را غرق غرور و افتخار کرده، واقعاً لذت بردم. دستت درد نکند تن عزیز، تو نشان دادی ماهی های ما چقدر گرانقدرند. این عمل تو دقیقاً لگدی بود بر دهان دلفین های جاسوس که در خلیج فارس حضور مشکوکی داشتند. ما به این ترتیب داریم ثابت می کنیم که زین پس تمام آبزیان ما رفته اند توی کار همین لگد زدن. نهنگ های ما باله محکمی بر دهان ایادی غرب می زنند، خرچنگ های ما دیگر فقط چنگ های سلحشور هستند و خر هم سارکوزی، مرکل یا سایر آبزیان سایر کشورها هستند. میگوها هم عنقریب در اقدامی نمادین نام شان را از «می گو» به «ماءالشعیرگو» یا حتی «شربت سکنجبین گو» تغییر خواهند داد که بدخواهان بدانند ما کی هستیم و اینجا کجاست. ای جهان، بدان و آگاه باش که ماهی های خاویاری ما با تخم های گرانبهایشان نسل آینده را چنان رقم خواهند زد که نتوانید از زیر دست ما دو سی سی نفت صادر کنید. ای تن ماهی عزیز، این اقدام جهش وار و محیرالعقول تو درس بزرگی است برای تمام منتقدان غیردلسوز که چون جایزه نگرفته اند به جای دل، جای دیگرشان می سوزد و این دستاوردهای بزرگ را نمی بینند. ای دولت خاتمی خجالت بکش تو اگر یک ریال توانایی و کارآمدی و عدالت محوری داشتی با همان هفت هشت تا هجده دلار قیمت تن ماهی را به دو هزار تومان می رساندی. حالا می بینی که ما توانسته ایم با نفت 90 دلاری روغن را نیز عدالت محورانه به

9 هزار تومان برسانیم و از این به بعد نیز همین طور قله ها را دو تا یکی درخواهیم نوردید. ای تن ماهی امروز تو، روزهای دیگر سایر عزیزان؛ ما آنقدر خواهیم کوشید تا روزی که در هر وجب، از اون بالا کفتر بیایه. حالا ببینید.

postkhoone@gmil.com

   


نظرات()   

غرولند

هوا بس ناجوانمردانه سرد است!