پنجشنبه 27 مرداد 1390  05:21 ب.ظ    ویرایش: جمعه 28 مرداد 1390 01:09 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: شخصی ،

گفتگو با بهزاد مرتضوی عضو هیئت موسس گروه هنری پارین:

هنر را نزد مردم می بریم


بهزاد مرتضوی دانش آموخته رشته تئاتر است و در كارنامه خود تجربه آثار متعددی در این زمینه را نیز به همراه دارد. او از سال 1376 وارد عرصه مطبوعاتی شد و در روزنامه‌ها و نشریات بسیاری مشغول به كار بود. آخرین سمت وی در مطبوعات سردبیری ماهنامه هنری آینه خیال بوده است. مرتضوی و دوستانش اخیرا در یك رستوران اقدام به نمایش و فروش آثار هنری نموده و به همراه چند هنرمند دیگر گروهی با نام «پارین» را تاسیس كرده اند كه دغدغه‌اش رونق اقتصاد هنر است؛ چیزی كه خود می گوید سالهای سال فكرش را مشغول كرده بود:

-          این كه مسائل اقتصادی هنر دغدغه شما بوده حقیقت است؟

بله. من چون تئاتری هستم و در هنر تئاتر همیشه دغدغه‌های مالی حرف اول را می زند، آرزوی استقلال مالی در تئاتر همیشه دلمشغولی‌ام بوده. همیشه آرزو داشتم پولی داشتم و به جای خرید خانه و ویلا و اتومبیل گرانقیمت، یك سالن كوچك تئاتر می خریدم و بی منت نهادهای دولتی آثار دلخواه م را روی صحنه می بردم و از دوستان دیگر هم دعوت می كردم در سالن من به اجراهای خاص خود بپردازند. بعد از ورودم به مشاغل دیگر كه باعث نزدیكی من به هنرهای تجسمی شد، این دلمشغولی گسترش پیدا كرد و وارد این حوزه هم شد.

 

-          پس پارین به نوعی بازتاب این دغدغه چند ساله شماست.

دقیقا. این فكر از زمانی شروع شد كه از طرف دوست چندین ساله‌م اشكان خطیبی به رستوران تازه تاسیس شده‌اش، نعنا دعوت شدم و از تمام مجموعه بازدید كردم. آنجا یك اثر از استاد خسروجردی روی دیوار بود كه بد جوری جلوه می كرد؛ آنقدر كه دلم خواست آن اثر را داشته باشم. همان جا این فكر در ذهنم جرقه زد كه وقتی حضور یك اثر هنری در آن محیط غیر هنری آنقدر روی من تاثیر می گذارد، چرا برای بقیه این طور نباشد. بعد هم به فكر دیگر اماكن عمومی افتادم و آنقدر با این فكر در ذهنم بازی كردم كه كمی پخته و اجرایی تر شد. چون تئاتری هم هستم و به كار گروهی اعتقاد دارم، بلافاصله با چند تن از دوستان هنرمند و همفكرم كه در دیگر رشته‌های هنری مشغول به كار هستند همفكری كردیم و گروه پا گرفت.

 

-          مانیفست گروه بر چه اساسی ست؟

پارین در مرحله اول معتقد به رونق اقتصادی هنری است. ما معتقدیم گر چه دولت موظف به تزریق بودجه در اقتصاد هنر و كمك به هنر و هنرمند است، اما هنر باید بتواند به صورت اقتصاد آزاد چرخش مالی داشته باشد. اتفاقی كه برای هنر هفتم، حتی در كشور ما كه اقتصادی كاملا دولتی دارد، افتاده با همه‌ی مشكلاتش اتفاق خوبی است. ورود بخش خصوصی به عرصه سینما باعث رونق بیشتر شده و خوشبختانه هنرمندان سینما هم كمتر با مشكلات مالی مواجه هستند.

گروه پارین معتقد است در عرصه هنرهای تجسمی نوعی كوتاهی، چه از جانب دولت، چه هنرمند و چه گالری داران صورت گرفته كه باعث شده اقبال و مشاركت مردم در این عرصه از بین برود. باز به سینما برمی گردم؛ در سینمای ایران قسمت اعظم درآمد و بازده مالی از فروش بلیط تامین می شود كه حاصل اقبال و مشاركت مردم در استفاده از یك اثر هنری ست. اما در عرصه هنرهای تجسمی چند در صد از گردش پول از جانب شهروندان صورت می گیرد؟ اصولا چند درصد مردم ما به گالری‌ها می روند؟ چقدر از سبد اقتصادی سالیانه خانواده‌ها به خرید آثار هنری اختصاص دارد؟...

 
 

-          راه حل پارین برای این مشكل چیست؟

پارین می خواهد اگر مردم به دیدن هنر نمی روند، هنر را نزد مردم ببرد. تمامی اماكن عمومی نقطه هدف پارین هستند. رستوران، هتل، فرودگاه، فروشگاه های مختلف و حتی طبیعت. ما معتقدیم بودن مردم در میان آثار هنری ایجاد فرهنگ می كند. عات به دیدن آثار هنری برای شهروندان علاقه به وجود می آورد. اگر خانواده ای در كنار یك اثر هنری ساعتی از وقت خود را حتی هنگام صرف غذا بگذرانند اتفاق خوبی می افتد. گر چه همین ابتدا در كار خود دچار ضعف هستیم، اما بازخوردهای خوبی را از مردم دریافت كرده ایم.

 

-          به لحاظ مالی چطور؟ توقعات شما برآورده شده؟

خیر. اما ما داریم درخت می كاریم. تا چیدن محصول خیلی مانده. باید صبر كرد چون كار ما در دراز مدت جواب خواهد داد. فرهنگ سازی شرط اول است. اگر این گام درست صورت بگیرد الباقی به درستی طی خواهد شد. برای بردن گزینه خرید اثر هنری در سبد اقتصادی شهروندان باید كار زیاد كرد. ما قرار است خلاء چندین 10 ساله را پر كنیم. در كشوری چون انگلستان، ممكن است خانوادهای در وضعیت مناسب مالی نباشند، اما حتما اثر اورجینال می خرند یا در منزلشان موجود است و به آن فخر می فروشند. این حاصل فرهنگ سازی ست؛ كار یك هفته و دو هفته و یك ماه و دو ماه نیست.

 

-          برخی هنرمندان معتقد هستند بردن آثار هنری در جایی مثل رستوران بی احترامی به هنر و هنرمند است.

به فكر و عقیده این دوستان احترام می گذارم. اما از نظر من هنر زمانی شكل می گیرد كه ارتباط بین اثر هنری و مخاطب شكل بگیرد. اگر دوستان به دنبال این هستند كه آثار در گالری‌ها این ارتباط را برقرار كنند به نظرم انتظار بیهوده دارند. گالری در ایران فضای خاصی ست كه بیشتر مختص هنرمندان، مجموعه داران و یا دلالان هنری ست. شاید درصد كمی از شهروندان برای دیدن آثار هنری به گالری بروند. از طرف دیگر مكان نگهداری آثار هنری كجاست؟ فقط موزه‌ها؟ یا گالری ها؟ آثاری كه فروخته می شوند هر جایی می توانند توسط مالك اثر به نمایش گذاشته شوند چون به هر حال جنبه تزئینی دارند. رستوران، ادارات، دفاتر، منازل، فروشگاهها، مطب ها، فضاهای شهری و غیره. تئوری هنر برای هنر دیرزمانی ست كه جای خود را به بسیار چیزهای دیگر داده.

 

-          با گالری مشكل دارید؟!

اصلا. من عاشق گالری ها هستم. اما معتقدم در ایران فرهنگ سازی خوبی روی گالری ها صورت نگرفته و این مكان ها منحصر شده اند به محل رفت و آمد روشنفكران، هنرمندان، دلالان، مجموعه داران و نهایتا دانشجویان. مخاطبین اصلی هنر كه همانا شهروندان باشند متاسفانه از این فضا دور هستند. كار ما نوعی كم به گالری ها هم هست. عادت به دیدن اثر هنری مطمئنا به استقبال از گالری ها كمك می كند.

 

-          برخورد هنرمندان با این پروژه چطور بوده؟

برخوردها متفاوت بوده؛ بعضی ها اصلا اعتقادی به این كار نداشتند و همكاری نكردند، بعضی ها همكاری كردند اما همراهش هم كلی آیه یاس خواندند، عده ای هم با كمال میل همكاری كردند و تشویقمان كردند. جوانان بیشتر طرفدارمان بودند و حتی به ما ایده دادند. پیشكسوتان هم سعی كردند مدبرانه با موضوع برخورد كنند. البته یقینا در نمایشگاه دوم نوع نگاهها فرق خواهد كرد.

 

-توقعات چیست؟ از مسئولین، هنرمندان، مردم و ...

از مسئولین هیچ كمكی نمی خواهیم! گروه ما ایجاد شده كه روی اقتصاد آزاد هنر كار كند. دولت و مسئولین به وظایف خودشان در قبال هنر و هنرمند برسند! فقط خواهش می كنیم كاری به كارمان نداشته باشند؛ سنگ سر راهمان نیاندازند. بابت هر مسئله كوچكی به ما بند نكنند.

اما از هنرمندان توقع حمایت داریم و صبر. ما بدون حمایت این دوستان هیچ كاری نمی توانیم بكنیم. همانطور كه گفتم ما داریم درخت می كاریم بنابراین نباید منتظر بازده مالی فوری باشیم.

توقع بعدی مان از دوستان مطبوعاتی ست. ما یك گروه هنرمند هستیم با بضاعت مالی ناچیز. این دوستان كه با فراغ بال و به وفور برنامه های دولتی را پوشش می دهند، نگاه ویژه ای هم با گروه هایی مثل ما داشته باشند.

 

-          برنامه‌های آینده؟

مردم منتظر باشند ما را در مكانهای عمومی ببینند. می خواهیم هر جا كه امكان نمایش آثار وجود دارد حاضر باشیم.

 

http://roozegardaily.com/pdf/90-05-27/11.pdf

   


نظرات()   

غرولند

هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات