تبلیغات
غرولند - گزارش سفر به هرات سال ۸۵ ( قسمت پایانی)
چهارشنبه 15 فروردین 1386  05:04 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 15 فروردین 1386 05:04 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: اجتماعی ،

روز بعد را به سركشی به مقبره‌های مشاهیر مدفون در هرات گذراندیم. مقبره پیر هرات یا خواجه عبدالله انصاری نیز در صدر همه قرار داشت. این آرامگاه در اطراف شهر هرات و منطقه‌ای كه به كازرگاه معروف بود قرار داشت. از دور كه به محل نزدیك شدیم شلوغی محل شگفت‌زده‌مان كرد. معكوس وضعیتی كه بناهای تاریخی و مقبره‌ها در هرات دارند اطراف مقبره پیر هرات را جمعیت بسیاری فرا گرفته بود. ..

روز بعد را به سركشی به مقبره‌های مشاهیر مدفون در هرات گذراندیم. مقبره پیر هرات یا خواجه عبدالله انصاری نیز در صدر همه قرار داشت. این آرامگاه در اطراف شهر هرات و منطقه‌ای كه به كازرگاه معروف بود قرار داشت. از دور كه به محل نزدیك شدیم شلوغی محل شگفت‌زده‌مان كرد. معكوس وضعیتی كه بناهای تاریخی و مقبره‌ها در هرات دارند اطراف مقبره پیر هرات را جمعیت بسیاری فرا گرفته بود.

حضور مردان و دراویش مرید این صوفی در آرامگاه او خبر از محبوبیت این شخصیت در هرات و افغانستان می‌داد. زائران بسیاری از نقاط مختلف افغانستان و حتی دیگر كشورهای اطراف برای زیارت آرامگاه این عالم به آنجا آمده بودند. داخل عمارتی كه آرامگاه وی را فرا گرفته بود مقابر بسیاری به چشم می‌خورد كه بسیاری از آنها هم متعلق به شخصیتهای علمی و مذهبی بودند. در یكی از حجره‌های اطراف نیز سنگ قبر ارزشمند پسر شاه سلطان حسین داخل محفظه شیشه‌ای قرار داده شده بود كه یكی از شاهكارهای حجاری محسوب می‌شود. ما در یكی از اتاقها اطراف به حلقه‌ای از دراویش مرید این صوفی برخورد كردیم كه در حال سماع بودند. دیدن سماع این دراویش در آن مكان یكی از خاطراتی است كه از اذهان گروه ما تا ابد محو نخواهد شد.

آرامگاه جامی ، امام فخر رازی و ملا واعظ كاشفی از دیگر مقابری بود كه توسط گروه بازدید شد. در این میان مقبره جامی از حال و هوای دیگری برخوردار بود. درست روی مزار این شاعر و عارف درخت پسته‌ای كاشته شده و دیگر از سنگ قبر اثری نیست. گسترش این درخت روی مزار این شخصیت برجسته تصویری متفاوت از این مقبره را در ذهن متبادر می‌كند. در این میان غربت مقبره امام فخر رازی نیز حكایتی دیگر دارد.

خرید از هرات برنامه دیگر ما بود كه شاید به واسطه دوری چند روزه گروه از خانواده ، از واجب‌ترین برنامه‌ها نیز محسوب می‌شد! گرچه روز خرید ما  با جمعه مصادف شده بود اما می‌شد با كمی گشت و گذار چیزهایی برای خرید را پیدا كرد . خرید برقع شاید از جالب‌ترین بخش‌های خرید محسوب می‌شد. طبق مد رنگ غالب برقع در تونالیته‌های رنگ آبی موجود بود و قیمت‌های متفاوتی داشت. در ابتدا همه برقع‌ها به نظر یكسان می‌آمد ولی با گذشت زمان و پرسش پی به تفاوت‌های آنها بردیم. برقع‌ها از لحاظ طراحی از یك شیوه پیروی می‌كنند اما از نظر تزیینات دارای اشكال مختلفی هستند. آز آن گذشته جنس پارچه و همین طور كیفیت ایجاد چینهای روی پارچه با هم متفاوت است.

متاع جالب دیگر افغانستان نوعی پوشش مردانه است كه به پتو معروف است. پتو پارچه ای است كه مردان افغانی برای فرار از سرما به دور خود می‌پیچند كه اتفاقا برخلاف ظاهرش بسیار هم گرم است. پتو نیز در رنگها و جنسهای مختلف وجود دارد. پارچه‌های افغانستان نیز حكایتی دیگر دارد . اكثر این پارچه‌ها دارای تزیینات بسیاری است كه از سلیقه مردم این كشور نشات گرفته شده است. تنوع و گوناگونی پارچه در پارچه‌فروشی‌های هرات كار خرید ما را مشكل كرده بود و با راهنمایی‌های خانم‌های گروه توانستیم چند قواره پارچه تهیه كنیم.

روز بعد زمان برگزاری برنامه‌ای بود كه برای آن به هرات رفته بودیم؛ پیش همایش مكتب اصفهان در هرات. این پیش همایش در استقبال از گردهمایی مكتب اصفهان كه قرار بود در تهران و اصفهان برگزار شود پیش‌بینی شده بود. برنامه در یكی از مدرن‌ترین ساختمان‌های هرات برگزار می‌شد كه توسط تركها ساخته شده بود و اتاق بازرگانی هرات نیز در آنجا قرار داشت. هنگام برگزاری همایش جمعیتی حدود 400 نفر در سالن حضور پیدا كرد كه برای ما تعجب آور بود . اكثر حضار را دانشجویان و اساتید دانشگاه هرات تشكیل می‌دانند كه با اشتیاق تا پایان همایش ما را همراهی كردند. در این برنامه اساتید و پژوهشگران ایرانی و افغانی به ارائه مقالات و دیدگاههای خود درباره مكتب اصفهان پرداختند از و ارتباط آن با مكتب هرات صحبت كردند.

پس از پایان همایش گروه ایرانی در ضیافتی كه به مناسبت حضور در هرات از طرف دانشگاه هرات ترتیب داده شده بود شركت كرد و سپس برای ترك افغانستان به سمت مرز دوغارون حركت كرد.

هرات با وجود كاستی‌ها و كمبود امكاناتش برایمان محیطی غریبه نبود. فكر اینكه این مكان زمانی جزو ایران بوده برایمان خوشایند بود و لحظات مطبوعی را برایمان فراهم می‌كرد. نگاه مردمانش همچون زبان بسیاری از آنها برایمان آشنا بود. هراتی‌ها رفتار خوبی با ما داشتند و هرگز در آنجا احساس ناامنی نكردیم. تنها نگرانی همه ما وضعیت آثار باستانی و عدم توجه صحیح مسئولین هرات به این اماكن بود كه متاسفانه رو به تخریب می‌روند. توجه ایران به این بنا ها و هرات می‌تواند كمك قابل توجهی به نگه‌داری از آنها كند كه باز هم متاسفانه این توجه دریغ شده است.

   


نظرات()   

غرولند

هوا بس ناجوانمردانه سرد است!