تبلیغات
غرولند - من و استاد!
جمعه 1 تیر 1386  02:06 ق.ظ    ویرایش: شنبه 2 تیر 1386 09:06 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: تئاتری ،

تا حالا شده به نحوی در بطن اتفاقی پرت شوید که برایتان تا آنروز رویا بوده اما در آن لحظه ناگهانی و بدون آمادگی در متنش قرار بگیرید؟

امروز اتفاق جالبی برایم افتاد که تا آخر عمر فراموشش نمی کنم.جریان از این قرار بود که فرهنگستان اولین مراسم دیدار با هنرمند را به دیدار با استاد عزت الله انتظامی اختصاص داده بود.من که خسته از مراسم اعطای نشان فرهنگستانها به برگزیده گانشان که با حضور رئیس جمهور برگزار شده بود به این برنامه رفتم و در اتاق مدیر مجموعه نقش جهان استاد انتظامی و استاد نصیریان را دیدم که در انتظار شروع مراسم بودند. به اتفاق همکارم سرگرم چاق سلامتی و گفت و گو بودیم که به من اطلاع دادند که مجری مراسم به دلیل پیشینه تئاتری من هستم و بدون هیچ گفت و گویی کنداکتور برنامه را جلوی من گذاشتند! چند دقیقه بعد ایرج راد هم به جمع اضافه شد و نورعلی نور! تازه شانس آوردم که بهروز افخمی هم که جزو مدعوین بود به دلیل فیلمبرداری به مراسم نرسید! خلاصه منی که سالها در رویای این غولهای تئاتر زندگی کرده بودم ناگهان پرت شدم وسط معرکه ای که هیچ آمادگی برایش نداشتم و در کنار این سه به اجرای برنامه پرداختم! و شما این وضعیت را در این فضا ارزیابی کنید که برنامه متعلق به فرهنگستان هنر است و روحیه علمی – پژوهشی روحیه حاکم به مراسم است به نحوی که برای جلوگیری از ازدحام و پیشگیری از معضلاتی مثل امضا گرفتن و چه و چه از اعلام عمومی خودداری کرده بودیم و به ارسال دعوتنامه و اس ام اس به مخاطبین خاص بسنده کرده بودیم!

خلاصه با این اوصاف برنامه را شروع کردم و با اینکه سعی کردم از آموخته هایم در اجرای بداهه و اطلاعات تئاتری ام کمک بگیرم ، فکر می کنم کمی تا حدی گند زدم!

اما از این که بگذریم استاد را می شناختم و امروز بیشتر شناختم. از آن آدمهایی است که شاید در چند ده سال یکی مشابه شان پیدا شود.وقتی که سختی و ممارستش برای رسیدن به این جایگاه فعلی را از زبان دوست و همکارش علی نصیریان و همینطور ایرج راد و خود او می شنیدم به خودم گفتم تو چه زود از میدان در رفتی؟! او نابغه بازیگری در ایران است و نبوغ او تنها به نحوه ایفای نقشش برنمی گردد،خواستن و توانایی او برای رسیدن به رفیع ترین جایگاه بازیگری و ماندن در آن خود حکایت دیگری است. راستی دیروز هشتاد و سومین روز تولدش بود و هر چند که او خیلی این روز را دوست ندارد جا دارد به او تبریک بگویم.

بزودی لینک گزارش جلسه را در وبلاگ قرار خواهم داد.

 

   


نظرات()   

غرولند

هوا بس ناجوانمردانه سرد است!