تبلیغات
غرولند - برای کافه تیتر؛تنها کافه روزنامه نگاران
دوشنبه 4 تیر 1386  11:06 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 4 تیر 1386 11:06 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: اجتماعی ،

طوفان دموکراسی از نوع ایرانیش دارد کافه تیتر را هم می برد! سیاست «حذف آسانترین راه حل است» باز هم به کار گرفته شده است.کافه ای که تنها جرمش میزبانی هنرمندان روزنامه نگاران روشنفکران و خلاصه رهبران فکری جامعه است در معرض پلمپ دائمی است. اینها را به که باید گفت؟از که باید کمک خواست؟ گرچه بی تا صالحی پیشتر گفت که دست به دامان همه شده است. 

کافه تیتر طی عمر کوتاهش تا کنون توانست نقش خود را به عنوان یک پایگاه برای ساعات فراغت اهالی اندیشه ایفا کند و با برگزاری برنامه های فرهنگی ثابت کرد که تامین معیشت گردانندگان خود تنها هدف این کافه نبوده است. جالب و قابل توجه مسئولانی که حکم پلمپ کافه را داده اند این است که دو گرداننده کافه عکس بسیاری از کافه های شهر برای ایجاد یک فضای فرهنگی و نهادینه کردن سیاست گفتمان فرهنگی در این کافه به دست و زبان خود بسیاری از مشتری های غیر فرهنگی خود  که به اصطلاح با ظاهر و رفتاری نامناسب به این مکان مراجعه می کردند را تاراندند تا شان فرهنگی کافه  حفظ شود. اگر دو عزیز گرداننده کافه لیستی از مشتریان ثابت خود را منتشر می کردند شما بی هیچ جستجو و زحمتی می توانستید به اسامی هنرمندان روزنامه نگاران و اندشمندانی برخورد کنید که حضور تک تک آنها در یک مکان با خود بار فرهنگی به همراه داشت. اگر و تنها اگر به شخصیتهایی که در برنامه های آقای دهباشی و یا جلسات مشترک با روزنامه کارگزاران و حتی جلسات نمایشنامه خوانی دقت کنید می بینید تیتر چه پتانسیل فکری عظیمی را گرد خود جمع کرده بود.مگر نه اینکه بخش اعظم روشنفکران نویسندگان و هنرمندان جهان کافه نشین بوده اند؟ آیا جز این است که در فرانسه میزی در یک کافه را که بکت روی آن می نشسته  به عنوان یک نماد و سنبل ارج می نهند ؟ مگر امثال هدایتها از پشت همین میز کافه ها برنخواسته اند؟ مگر کم راجع به فرهنگ کافه نشینی مطلب نگاشته شده است؟ پس چرا تیتر باید به بهانه های واهی تعطیل شود؟! 

همه می دانیم که بهانه های نهادهای ذی ربط برای تعطیلی این مکان واهی است و ذهنیت های بیمار دیگری مسبب این اقدام است.اگر نهادهای ذی ربط به مشتریانی چون احمد مسجد جامعی یونس شکر خواه سید فرید قاسمی مسعود ده نمکی و بسیاری دیگر به چشم معاندان نظام نگاه می کنند که باید فاتحه تلاوت کرد.دوستان بدانند که جای خالی تیتر به این زودی ها پر نخواهد شد و التیام این زخم به راحتی ممکن نیست.در وانفسای عقیم بودن محیط های فرهنگی دولتی و با توجه به استقبال قشر فرهنگی از کافه تیتر حذف این محیط فرهنگی مردمی و خصوصی به بهانه های واهی خلاف قانون و خلاف خواسته های مسئولین و مردم است.

نخواستم این یادداشت را به سمت احساسات سوق دهم که اگر بنا بر این بود به عنوان مدیر برنامه یک نمایشنامه یک عصرانه این کافه بسیار لحظات ناب و فراموش نشدنی داشتم که برایشان قصیده سرایی کنم.غرض در این سیاهه گفتمانی بود که سودمند باشد و به دو همراه کافه تیتر یاری برساند .کاش دوستان نیز چنین باشند و چنین کنند!

برای کافه تیتر؛تنها کافه روزنامه نگاران

   


نظرات()   

غرولند

هوا بس ناجوانمردانه سرد است!