سه شنبه 30 تیر 1388  04:36 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 30 تیر 1388 06:15 ب.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: اجتماعی ،

مطمئن هستم دیگر همگی اخبار مربوط به تغییرات در بدنه دولت را شنیده‌اید. و باز هم مطمئن هستم كمتر كسی است كه با نام «مشایی» و جریاناتی كه در این چند سال اخیر حول و حوش وی رخداده، آشنا باشد و از خبر مقام معاونت اولی او شوكه نشده باشد. حتما تا به حال تفسیرهای بسیاری را در این باب شنیده اید و هر كس از زاویه دید خود به این مسئله نگاه كرده است. من هم بیشتر آنها را خوانده ام و با بسیاری از آنها موافق بوده ام، اما حرف من چیز دیگری است.

همانطور كه می دانید رئیس دولت نهم از مشاوران بسیاری سود می برد كه برخی از آنها با توجه به سابقه در نیروهای نظامی و انتظامی، ید طولایی در امر «جنگ روانی» دارند. در واقع همین مشاوران بودند كه در جریان مناظره‌های انتخاباتی، سناریو مبارزه را برای كاندیدای خود می‌نوشتند و همین‌ها بودند كه در جریان انتخابات استراتژی جنگ روانی ستاد وی را طراحی كرده و به انجام می‌رساندند.

از دید من این تیم نه در جریان انتخابات، بلكه در این چند ساله با فرد منتخب خود همراه بوده و اتفاقات را برای وی راهبری می كرده‌اند. مواردی چون كم كردن رسانه‌های جناح رقیب به مرور و آهستگی، تاسیس رسانه‌های جدید حامی، قدرت بخشیدن به برخی سازمانها و ارگانهای كاتالیزور و ضعیف كردن دیگر نهادهای  بازدارنده  و بسیاری موارد دیگر در واقع ماحصل فعالیت این تیم بوده است.

به نظرم اعلام معاون اولی مشایی نسخه جدید این تیم برای جنگ روانی پس از انتخابات است، اما نه برای تعویض جریان بازی. آنان خوب می‌دانند در شرایط فعلی تغییر ناگهانی جریان بازی به سود احمدی‌نژاد، امكان پذیر نیست؛ اما با این ترفند شیوه بازی بر ضد جبهه‌ی آنان از مشروعیت و مقبولیت دولت به سمت كیفییت تركیب آن كشیده می شود. در واقع با شروع این بازی دیگر سوالها و اما و اگر‌ها به سمت نوع چینش افراد دولت كشیده می شود نه چیز دیگر.

به همین دلیل است كه خبرسازترین و غیر معمول ترین فرد در تركیب دولت نهم توسط احمدی نژاد به سمت معاون اولی منصوب می شود كه اگر به قول عوام «گرفت و شد» كه فبه المراد، اگر هم اعتراض شد كه چند صباحی سر بقیه گرم می شود و سرانجام سر به علامت تسلیم به خواست مردم فرود می آید و ایشان عزل می شوند. پس بازی برای آنها بازی دو سر برد است.وقتی ناگهان تیتر تمام روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های داخلی و خارجی، موافق و مخالف احمدی نژاد، آگاهانه یا ناآگاهانه به این سمت كشیده می شود و به تبع آن اذهان عمومی تعقیب كننده مسائل را به همان سمت می كشاند، باید باور كنیم حریف بدون حساب و كتاب بازی نمی كند. حریف را دست كم نگیرید! آنها با تمام قوا آمده‌اند و برایشان «هدف» ، «وسیله» را توجیه می كند!

اما برای مقابله با این حركت باید اندیشید.به طور مسلم پاسخ نباید واكنش باشد، چون اگر واكنش نشان بدهیم هم بازی خورده ایم، هم حالا دیگر داریم با روش حریف بازی می كنیم.

به نظرم راجع پاسخ در پست بعدی با هم صحبت كنیم!

 

   


نظرات()   
یکشنبه 28 تیر 1388  11:31 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 28 تیر 1388 11:42 ق.ظ
توسط: بهزاد

گرچه برای بسیاری حرفهای خطیب جمعه این هفته در خطبه دوم تحسین برانگیز بود، اما من پس از خطبه اول به هوش و ذكاوت آقای هاشمی آفرین گفتم!

هاشمی در خطبه دوم با زبان مردم و برای مردم، آنرا گفت كه مردم می خواستند به عینه بشنوند، بنابر این سعی كرد در وقت اندك به جزئیاتی از یك كل واحد بپردازد.اما خطبه اول حكایتی دیگر داشت.

او به مثابه یك ژورنالیست حرفه‌ای ، ابتدا با اعلام نزدیك بودن مبعث رسول اكرم (ص)، زندگی و حكومت رسول خدا را دستمایه یكی از هوشمندانه و هنرمندانه ترین خطبه‌های خود قرار داد. رئیس مجلس خبرگان سپس هنرمندانه با ترسیم نوع حكومت و طرز تفكر مردم سالارانه ی پیامبر مسلمانان، و ذكر مثالها و فرازهایی از دوره حكومت ایشان حتی بدون ذكر تشبیه به وضعیت فعلی، توانست فاصله بین آنچه هست و آنچه باید باشد را به خوبی نشان دهد.نگاهی گذرا به فراز‌هایی از این خطبه اهمیت آن را بیشتر نمایان می كند:

"دو سه صفت پیغمبر(ص ) را {آیه‌ای از سوره توبه} رویش تکیه می کند. عزیز علیهما انتم از خودتان است . دوم این است که اینقدر به شما مهربان است که هر چه که بر شما مشکل است او هم برایش مشکل است و سخت است . یعنی مثل خود ما و خود شما در جریان زندگی شما در غم و شادی شما شریک است . عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم دنبال منافع و سعادت شماست . بالمومنون رئوف رحیم . و قلبی دارد مملو از رافت و رحمت برای نیروهای اسلامی که در خطه تاریخ اسلام قرار می گیرند. این پیامبر است ."

"شما قرآن را که نگاه بکنید کلمه « الله » را در حدود ۳۰۰۰ مورد می بینید به کار رفته و کلمه انسان و ناس در حدود ۴۰۰ یا۵۰۰ مورد و مشتقاتش به کار رفته اساس این است . یعنی پیامبر(ص ) سروکارشان نه با زور بود و نه با قدرت . با مردم بود."

"کار عمیق تری که {پیامبر اسلام} کردند این بود که مسئله اخوت اسلامی رامطرح کردند پیمان برادری بین مسلمانها بین مهاجر و انصار بین افراد قبائل احکام سختی هم این پیمان دارد. پیمان برادری پیمان با احزاب پیمان با فرق و ادیان دیگر تبدیل کرد مدینه را به یک شهر متحد و نیرومند که در ظرف چند سال ۷، ۸ سال طول کشید که این مردم توانستند از یک شهرک کوچک تنه بزنند به امپراطوری های بزرگ دنیا."

"پیغمبر(ص ) مواظب بود هیچ حقی از هیچ انسانی در قلمرو حکومتش و بین خود افراد ضایع نشود این قدر مطلب داریم در اینجا که چند کتاب است و الحمدلله فراوان است"

   


نظرات()   
سه شنبه 23 تیر 1388  01:56 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 23 تیر 1388 02:19 ب.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: ادبیات ،

ای خشم‌ به‌ جان‌ تاخته‌ توفان‌ شرر شو!

ای بغض‌ گل‌ انداخته‌ فریاد خطر شو!

 

ای روی برافروخته‌، خود پرچم‌ ره‌ باش‌!

ای مشت‌ برافراخته‌، افراخته‌تر شو!

 

ای حافظ‌ جان‌ وطن‌ از خانه‌ برون‌ آی!

از خانه‌ برون‌ چیست‌ كه‌ از خویش‌ به‌ در شو!

 

گر شعله‌ فرو ریزد، بشتاب‌ و میندیش

‌ور تیغ‌ فرو بارد، ای سینه‌ سپر شو!

 

دیوار مصیبت‌كده‌ی حوصله‌ بشكن

‌شرم‌ آیدم‌ از این‌ همه‌ صبر تو، ظفر شو!

 

مسپار وطن‌ را به‌ قضا و قدر ای دوست‌!

خود بر سرِ این‌، تن‌ به‌ قضا داده‌ قدر شو!

 

مشتی خس‌ و خارند، به‌ یك‌ شعله‌ بسوزان

‌بر ظلمت‌ این‌ شام‌ سیه‌، فام‌ سحر شو!

 

فریدون مشیری

   


نظرات()   
دوشنبه 22 تیر 1388  03:43 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 22 تیر 1388 04:28 ب.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: سینمایی ،

سینمای ایران پوست می اندازد!

بالاخره تونستم به افسردگی ناشی از اتفاقات اخیر غلبه كنم و "درباره الی" رو دیدم؛هر چند كه افسردگی م بیشتر شد!

فیلم اثر بسیار خوبی بود ، اما تو این یادداشت نمی خوام به نقد یا تفسیر اون بپردازم. راجع به فیلم حتما خیلی خوندید یا شنیدید. اما دو نكته رو ذكر می كنم ، شاید ذهن شما رو هم قلقلك بده و مواردی رو اضافه كنید.

اولین موردی كه می خوام بگم اینه كه بنظرم "درباره الی" به نوعی نماد «پوست انداختن سینمای ایران» ئه! هم در روایت ، هم در تكنیك ، هم در بازیگری و هم در كارگردانی. شاید در هر كدام از این زمینه‌ها قبلا نمونه‌های موفقی رو دیده باشیم اما تا جایی كه به یاد دارم اثری نبوده كه همه اینها رو با هم داشته باشه.مثلا در بازیگری ، كم پیش میاد كه اثری بدون داشتن بازیگرای با تجربه، اسمی، و حرفه ای اینقدر موفق بشه.منظورم از طیف بازیگرایی مثل انتظامی ، پرستویی، كیانیان و غیره است.پس این فیلم تونسته با نسل جدید بازیگرای سینمای ایران نه تنها موفق باشه بلكه تحولی جدید در عرصه بازیگری سینمای ایران رو پایه‌گذاری كنه. برای موارد دیگه توضیح نمی دم چون اولا حوصله شو ندارم (صاحب اختیار پست وبلاگ خودم كه هستم!) دوما هم توضیحش در قالب یه پست وبلاگ نمی گنجه.

اما مورد بعدی تاثیر سابقه تئاتری اصغر فرهادی بر موفقیت این فیلمه. «تداوم حس» و تغییر اون با پاساژهای نرم و غیرمحسوس (تغییر یه فضای شاد و شنگول به اضطراب و در نهایت غم) بارزترین ویژگی این اثر ئه كه بیشتر تو تجربه‌های تئاتری حاصل می شه. بعد از داشتن یه سناریوی محكم، هدایت صحیح بازیگر مهمترین اصل نیل به این موفقیته كه در تئاتر و تمرینات بازیگری تئاتر حاصل می شه.اگر دقت كنید بیشتر بازیگرای این فیلم یا بازیگر تئاتر هستن و یا تجربه بازیگری تو تئاتر رو دارن. این موضوع دست فرهادی رو هم باز گذاشته كه با بهره گیری از پلانهای طولانی تر ، به تئاتر نزدیك بشه و از ویژگی‌های تداوم حس در تئاتر استفاده كنه.

"درباره الی" استحقاق بیشتر از اینها رو داره، اما متاسفانه من حوصله ندارم. این پست رو هم گذاشتم تا هم جای یه كار خوب تو وبلاگم خالی نباشه ، هم كم كم دستم گرم بشه برای شروع مجدد نوشتن!

 

   


نظرات()   

غرولند

هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic