چهارشنبه 25 اسفند 1389  05:05 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: بهزاد
نوع مطلب: اجتماعی ،


استاد محمود ماهرالنقش، استاد كاشی‌كاری ایران و عضو كمیته هنرهای سنتی فرهنگستان هنر به دیار باقی شتافت. 

استاد محمود ماهرالنقش، استاد كاشی‌كاری ایران، صبح امروز درگذشت. استاد محمود ماهرالنقش سال 1301 در اصفهان متولد شد. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در اصفهان و تهران گذراند و در سال 1338 به دعوت دانشگاه علم و صنعت ایران برای تدریس دانسته‌های خود، به این دانشگاه رفت و از سال‌ 1342 تا 1344 طراح سوالات كنكور، برای داوطلبان رشته ساختمان بود. ماهرالنقش نخستین مؤلف كتاب‌های رشته ساختمان بود و اولین كتاب خود را با نام اصول عملی ساختمان در سال 1344 به رشته تحریر در آورد. از او كتاب‌های متعددی در زمینه ساختمان، هنر آجركاری و كاشی‌كاری ایران به یادگار مانده است. وی عضو كمیته معماری سنتی فرهنگستان هنر بود كه به دلیل كارهای ارزشمندش در سی و یكم تیر 1387 مورد تقدیر این فرهنگستان قرار گرفت. 

پیكر این استاد جلیل‌القدر چهارشنبه ساعت 8:30 از خیابان دكتر فاطمی غربی، خیابان سیندخت جنوبی، كوچه منیژه ، پلاك 15 به سمت بهشت زهرا، قطعه هنرمندان، تشییع می‌شود.

   


نظرات()   
چهارشنبه 4 اسفند 1389  01:53 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: بهزاد
نوع مطلب: سینمایی ،

مدتی است دیگر سینما نمی روم. آخرین فیلمی که در سینما دیدم «ملک سلیمان» بود و قبلی اش را خدا می داند. ترجیح می دهم صبر کنم تا سی دی فیلم ها بیرون بیاید و در خانه ببینمشان. دیروز «هفت دقیقه تا پاییز» را دیدم با بازی دو دوست خوبم حامد بهداد و محسن طنابنده. با هر دوی این دوستان به نحوی کار کرده ام و از توانایی هایشان خبر دارم. بازی ها در این اثر به معنی کلمه زیبا بود. به خصوص محسن طنابنده که به واقع گل کاشت و یکی از بهترین بازی هایش را انجام داد. پیشینه تئاتری محسن و تجربه های متفاوت او بسیار برایش مفید واقع شده و بعید می دانم نقشی باشد که از عهده او بر نیاید. حامد هم حداقل تا یک سوم پایانی فیلم روان بازی کرد و اگر کارگردان اواخر کار کنترلش را بر نوع بازی او بیشتر می کرد بازی یکدست تری را از او شاهد بودیم. اما بی انصافی ست که از بازی های خوب دو نقش زن فیلم به خصوص هدیه تهرانی بدون اشاره بگذریم.
در مورد کارگردانی و تصویربرداری مطلب خاصی نمی توانم بگویم و این به معنی بی ارزش کردن کار این دوستان نیست. در بسیاری موارد به چشم نیامدن عناصر سازنده فیلم می تواند مزیت به حساب بیاید. گرچه در بخش به وجود آمدن حادثه رانندگی انتخاب زاویه ها و تسلط کارگردان باعث به وجود آمدن صحنه ای باور پذیر با وجود تروکاژهای کامپیوتری شده بود.
اما مشکل من با فیلم در بخش فیلمنامه بود که با کمی درایت و انتخاب مشاوران خوب می توانست به فیلم کمک بسیاری کند. در درام موضوع مهمی به نام گره دراماتیک وجود دارد که می تواند حاصل حادثه دراماتیک یا واقعه ای خاص باشد. در واقع یک فیلم پس از گذراندن مقدمه خود که آن هم قوانین و خصوصیات خاص خود را دارد معمولا در یک سوم یا یک چهارم ابتدایی به زمانی می رسد که باید گره درامتیک افکنده شود تا انرژی حاصل از آن فیلم را تا کمی مانده به انتها جلو ببرد. زود یا دیر اتفاق افتادن این مهم باعث معضلاتی می شود که کار کارگردان را سخت می کند. در فیلم «هشت دقیقه تا پاییز» مقدمه آن قدر بلند است که حادثه درامتیک تقریبا در اواسط فیلم اتفاق می افتد. این مشکل دو ضعف را به فیلم تحمیل می کند: اول آنکه بخش ابتدایی فیلم را خسته کننده و کند می کند و دوم آنکه ریتم فیلم را برای نیمه انهایی آنقدر تند می کند که کارگردان بالاجبار بسیاری از ریزه کاری های تعیین کننده را از دست می دهد. 
نمی خواهم حرفم به درازا بکشد، بنا براین در پایان به این نکته اشاره کنم که با حذف تعمدی یا غیر تعمدی صحنه های مربوط به دزیدن جسد دختر از بیمارستان توسط میترا و حتی ندیدن تک پلانهایی از آنچه در اتاق در بسته خانه که حامل تنهایی میترا با جسد تنها دخترش است، هدیه تهرانی از نعمت دیده شدن بازی اش بیش از آنچه که اتفاق افتاده محروم شده و همینطور سینمای ایران از لمس صحنه هایی ناب و کمیاب از موقعیتی نادر! اما احتمالا این سلیقه کارگردان است و محترم.
دیدن این فیلم برایم گرچه دل تنگ کننده اما لذت بخش بود و به خاطر آن از همه دوستان هنرمند این فیلم تشکر می کنم.

   


نظرات()   
سه شنبه 3 اسفند 1389  01:17 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 3 اسفند 1389 02:00 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: شخصی ،

اثر حسن حاضر مشار

چند روزی ست که موسسه فرهنگی هنری صبا میزبان آثار مجسمه و نقاشی پیرمرد دوست داشتنی به نام حسن حاضر مشار است. این پیرمرد 85 ساله که به قول خودش ترک است اما در روستایی حوالی ماسوله بزرگ شده تا 10 سال پیش فقط نجاری می کرده. اما از آن زمان به بعد و بعد از اینکه حین قاب کردن آثار دختر نقاشش به علاقه و استعدادش به هنر پی برد، شروع به خلق آثار هنر کرد. 4 سال پیش و بعد از یک تصادف او به کما رفت و بعد از به هوش آمدن دیگر نجاری را کنار گذاشت و روی خلق اثر تمرکز کرد. 
آثار این هنرمند که بدون هیچ آموزشی آفریده می شود از صمیمیت خاصی برخوردار است و خواهان بسیاری دارد. نمایشگاه این هنرمند در موسسه صبا فرصت مناسبی ست برای بازدید از آنها و حتی خرید. چون موسسه برای کمک به این هنرمند اجازه فروش آثار را به ایشان داده است. توصیه می کنم این فرصت را از دست ندهید.

   


نظرات()   

غرولند

هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic