سه شنبه 27 اردیبهشت 1390  03:24 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: بهزاد
نوع مطلب: تئاتری ،

انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر، همچون سال‌های گذشته فراخوان دهمین مسابقه مطبوعاتی سالانه خود را منتشر کرد.

بر اساس اعلام این انجمن، علاقه‌مندان و فعالان عرصه مطبوعات، سایت ها و خبرگزاری‌ها در حوزه تئاتر می‌توانند آثار خود را در بخش‌های گزارش، گفت‌وگو، یادداشت، نقد، مقاله، ترجمه و عکس به نشانی پستی این انجمن (تهران- صندوق پستی 164- 15615) و یا نشانی خانه تئاتر: تهران، خیابان انقلاب، نرسیده به چهارراه ولیعصر، خیابان برادران مظفر جنوبی (صبای جنوبی)، جنب کوچه ماه، ساختمان آفتاب، طبقه اول، خانه تئاتر، روابط عمومی، آقای محمد بهرامی (از ساعت 10 صبح تا 4 عصر- به استثنای روزهای پنج‌شنبه و جمعه‌‌ها) و یا به  پست الکترونیکی انجمن به نشانی itcrj.competition@gmail.com   ارائه کنند.

علاقمندان باید حتما در ایمیل یا روی پاکت ارسالی خود عبارت «مربوط به مسابقه مطبوعاتی سال 90 انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر» را به همراه مشخصات و نشانی کامل محل سکونت و تلفن‌های ثابت و همراه ذکر کنند.

چند نکته نیز در خصوص مقررات این مسابقه ضروری به نظر می رسد:

1) مطالب ارسال‌شده از سوی همکارانی که در خبرگزاری‌ها فعال هستند باید حتما به امضا و تایید سردبیر یا دبیرگروه ادب و هنر رسیده و سند آن نیز به مطالب ارسالی ضمیمه شود.

2) مهلت ارسال آثار متقاضیان تا پایان خرداد 90 است و به هیچ وجه تمدید نخواهد شد.

3) آثار متقاضی شرکت در این مسابقه حتما باید در طول سال 89 منتشر شده و دارای امضا باشند.

4) آثاری که فاقد نام یا دارای نام مستعار باشند، مورد قبول این انجمن نیست.

5) حداکثر ارائه اثر متقاضیان شرکت در مسابقه، در هر بخش‌‌ دو مورد و به انتخاب متقاضی خواهد بود. بدیهی است در صورت ارائه مطلب بیش از تعداد درخواستی، این حق برای دبیرخانه انجمن محفوظ است که به دلخواه دست به حذف مطالب بزند.

6) دبیرخانه این انجمن تنها اصل یا کپی مطلوب مطالب ارسالی را خواهد پذیرفت.

7) مطالب ارسالی متقاضیان به هیچ‌وجه بازپس داده نخواهد شد.

8) مطالب ارسالی از طریق پست الکترونیکی نیز باید اسکن و با کیفیت مطلوب، همراه با مدارک ضمیمه، ارائه شود.

9) از ارسال صفحات اضافی غیر مرتبط با مطالب اصلی خوددرای فرمائید.

10) در صورت ارسال کپی آثار، حتما در قطع A3 و از کل صفحه، با کیفیت مطلوب باشد.

11) انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر هیچ گونه مسئولیتی در قبال مالکیت حقوقی آثار ارسالی ندارد و مسئولیت آن بر عهده متقاضیان خواهد بود.

12) عکاسان محترم آثار خود را به دلخواه (رنگی یا سیاه و سفید) و در قطع 18× 13 (چاپ‌شده) به دبیرخانه انجمن ارسال کرده و از پشت نویسی و ذکر نام خود در پشت عکس ها جدا خودداری کنند. عکاسان ارجمند ‌توجه داشته باشند که عکس‌های ارسالی آنها حتما از اجراها و نمایش‌های روی صحنه رفته در سال 89 باشد. بدیهی است ارسال آثار از طریق پست الکترونیک یا ارائه CD مورد قبول نیست و تعداد عکس‌های ارسالی نیز نباید از پنج قطعه تجاوز ‌کند.

13) وبلاگ‌نویسان و فعالان فضای مجازی حوزه تئاتر نیز می‌توانند آثار سال 89 خود را در هر یک از بخش‌های این مسابقه که مایلند، شرکت دهند. ارسال سندی که تاریخ مطلب وبلاگ‌نویسان را مشخص کند، الزامی است.

14) متقاضیان با الصاق برگه تعیین گرایش، دبیرخانه انجمن را در تقسیم صحیح مطالب یاری کنند؛ به طور مثال اگر اثری متقاضی حضور در گرایش نقد است، بر روی برگه الصاقی کلمه "نقد" درج شود. بدیهی است در صورت عدم رعایت این بند، دبیرخانه انجمن مجاز به تفکیک آثار در گرایش های مختلف است و اعتراض وارد نیست.

15) در بخش ترجمه آثاری مورد قبول است که در رسانه های مکتوب یا مجازی با نام صاحب اثر منتشر شده باشد.

16) اصل مطالبی که در بخش ترجمه شرکت می‌کنند حتماً باید به پیوست مطلب اصلی ارائه شود.

17) اعلام نتایج قطعی این مسابقه، همزمان با مراسم سالانه انجمن خواهد بود.

18) متقاضیان عضویت در انجمن پس از ارائه تقاضای عضویت در تاریخ 16 تا 31 خرداد 90 و کامل بودن پرونده، در صورتی که به جمع نامزدهای دریافت جایزه در هر یک از گرایش‌های هفت گانه مسابقه یاد شده راه یابند، عضویت‌شان مورد پذیرش قرار خواهد گرفت.

19) علاقمندان جهت کسب اطلاع بیشتر درخصوص این مسابقه می‌توانند با شماره تلفن‌های روابط عمومی خانه تئاتر 3-66487871 و   21 66975720 (آقای محمد بهرامی) تماس حاصل کنند.

   


نظرات()   
پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390  02:11 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 02:27 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: اجتماعی ،

راستش بیشتر وقتها فکر می کنم همچی بد مملکتی هم نداریم ها! فکر نمی کنید اگه تو کشوری مثل سوئیس بودیم حوصله مون سر می رفت! خداییش اینجا همه ش حادثه ست و اتفاقهای عجیب و غریب که فرنگی ها تو خواب هم نمی بینن! یه بار یکی از دوستان بازیگرم واسه شش ماه رفته بود یکی از ممالک فرنگ اما خیلی زود برگشت! می گفت خیلی حوصله ش سر می رفته چون اونجا رسما هیچ خبر تازه یا اتفاق جالبی نیست که سرگرمت کنه. مثلا می گفت از درد بی اتفاقی نگاه چپ یا خنده ها مشکوک یه پرستار به بیمار رو رسانه هاشون همچی کرده بودن تو بوق که نگو و نپرس! می گفت یکی از دوستانشون از درد بی استرسی یه بار وقتی ماشینش همچی یه هوا روی یخ لیز خورده بود انقدر هول ورش داشته بود که برای تمدد اعصاب یه هفته مرخصی گرفته بود. اونوقت ما اینجا این همه ماجرا و اتفاق داریم و قدرش رو نمی دونیم! وزارت خونه هامون با ربط و بی ربط تو هم ادغام می شن، صفر های واحد پول سه تا سه تا می ریزه، جوونامون پا می شن برن کشوری که تا همین چند وقت پیش باهاش کری داشتیم واسه حمایت، وزیرمون می ره- میاد- دوباره می ره- آخر سر میاد، طرف رو تو کوی دانشگاه کتک می زنن تازه خودش می شه متهم، روزی 5 تا روزنامه و نشریه اینوری توقیف می شه سه تا اونوری باز می شه، نماینده های مملکت فقرای سر چهارراه ها رو ایادی اجانب اعلام می کنن که قصد مخدوش کردن چهره نظام رو دارن، برای رفع مهمترین مشکل مملکت یهو قرار می شه اتوبوسها و تاکسی ها حکم مسجد رو پیدا کنن و سر موعد اذان پخش کنن تا خدای نکرده نماز کسی قضا نشه، وزیر اطلاعاتمون در کمال خوشحالی و مسرت اعلام می کنه که بن لادن به کوری چشم آمریکای جهان خوار زنده و سرحاله ئه ما خودمون دیدیمش، 2 ماه از سال گذشته و بودجه هنوز تصویب نشده اما نماینده ها دنبال اینن که کسی سگ تو خونش نگه نداره، دولت همینطور مفتی مفتی پول می ذاره کف دست ملت که حالش رو ببرن بعد گوشت می شه کیلویی بیست هزار تومن، پول گاز می شه 10 برابر بعد کسی قبضش رو پرداخت نمی کنه اما آب از آب هم تکون نمی خوره، یکی به دختر یکی از رجل نظام فحش خوار و مادر می ده اول دستگیرش می کنن بعد آزادش می کنن بعد هم بجاش برای دختر پرونده درست می کنن، برای نبستن کمربند سرنشین های عقب اتومبیل جریمه در نظر می گیرن اما بیشتر کارخونه های وطنی اصلا این کمربندها رو تعبیه نکردن، چند قسمت از سریال قهوه تلخ به خاطر شباهت بازیگرش به یکی از وزرا از کار بیرون کشیده می شه تا توطئه بیگانه ها خنثی بشه و غیره و غیره( خداییش بازم داشتم اما خسته شدم بقیه ش رو شما بگید).

حالا تصورش رو بکنید با این همه سرگرمی و خبر و ماجرا و حادثه بلند شیم بریم فرضا سوئیس که از فرط بی خبری عطسه مورچه رو می کنن پیرهن عثمان و هی راجع بهش تو رسانه ها حرف می زنن!

خداییش من که بعضی صبحها رو به عشق این از خواب پا می شم که روزنامه بخونم یا برم تو نت ببینم چه خبر تازه ای شده بعد برم با دوستان مطرح کنم با هم قاه قاه بخندیم و اوقات خوبی نداشته باشیم. شبها رو هم اغلب تا بوق سگ بیدارم که ببینم آخرش مثلا توکلی جواب کوچک زاده رو چی داد، آخر عاقبت کشیده فلان نماینده به بهمان نماینده چی شد، جریان جنگ لفظی رئیس جمهور و رئیس مجلس به کجا کشید یا ماجرای اختلاف کمسیون تلفیق تو بودجه سال 90 به کجا رسید؟

به نظرم بریم صدقه بدیم و خدا رو شکر کنیم که تو مملکتی هستیم که الحمد الله هر اتفاق ساده و گلداری توش می افته و احیانا هممون از این بابت سر کیف یم!

   


نظرات()   
شنبه 3 اردیبهشت 1390  11:28 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 30 خرداد 1390 10:10 ب.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: شخصی ،

دیدار با استاد گنجینه
رمضان سال گذشته بود كه به عنوان مدیركل روابط عمومی فرهنگستان همراه با استادان یاوری، هراتی و شریف زاده جهت احوال پرسی و عیادت به منزل استاد گنجینه رفتیم. مدتی بود از كسالت استاد با خبر شده بودیم و هماهنگی با دوستان میسر نشده بود. آن روز پسر و دختر استاد هم حضورداشتند و اعلام كردند كه آن روز استاد از شوق دیدار دوستانشان از صبح بی تابی می كردند. در و دیوار منزل استاد پر بود از آثار زیبا و نفیس ایشان كه در طی سالهای متمادی خلق كرده بودند. در كنار آنها تقدیرنامه های بی شمار و همینطور عكس های ایشان در موقعیت ها و دوران مختلف چشم را به سمت خود می كشید.
منزل استاد گنجینه
میز و صندلی ها را به نحوی چیده بودند كه همه به قول معروف دور هم باشند. گذشته از نشانه های گاه و بی گاه بیماری آلزایمر در استاد، ایشان در وضعیت خوبی به سر می بردند و پس از احوال پرسی با دوستانشان و شنیدن خاطرات، ایشان را كمابیش به یاد می آوردند و حتی خودشان هم با آن لهجه شیرین تركی خاطراتی را به زبان آوردند. به خصوص گپ و گفت ایشان با دكتر یاوری كه سفرهای بسیاری را با هم انجام داده بودند دیدنی و شنیدنی بود. لذت آشكار استاد در همنشینی با دوستانشان حسرت را برای من حقیر در جمع استادان به دنبال داشت كه چرا تا به آن روز برای دیدنشان تاخیر كرده بودیم. گر چه بعد از آن هم من دیگر در روابط عمومی نبودم و حداقل برای من فرصت و موقعیتی پیش نیامد كه مجددا از ایشان عیادت كنم. در روزی هم كه به اصرار خودم، زمانی برای ریاست موسسه صبا هماهنگ شد تا به اتفاق به عیادت از ایشان برویم، قضای روزگار مرا در موسسه نگه داشت و همكار دیگر را جایگزین كرد.
موسسه صبا سالهایی قبل میزبان نمایشگاهی از آثار این استاد بوده. تلاش و اصرار اینجانب و موسسه در سه ماه اخیر برای برپایی نمایشگاهی از آثار ایشان و شاگردانشان نیز به دلایلی كه در صورت لزوم بیان خواهم كرد به جایی نرسید. دیروز در پیامك غم انگیزی از دوست هنرمندم آقای فرزاد ادیبی مطلع شدم ایشان كه چند ماه اخیر را در خانه سالمندان به سر می برد به رحمت خدا رفت. برای خانواده و دوستانشان صبر آرزو می كنم؛ جایگاه آن هنرمند كه دیگر در عرش است و نیازی به آرزوی من نیست.
عكس دسته جمعی با استاد گنجینه

   


نظرات()   

غرولند

هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic