چهارشنبه 23 آذر 1390  04:35 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 23 آذر 1390 04:43 ب.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: شخصی ،

كنار میز كارم در طبقه پنجم فرهنگستان هنر، پنجره‌ای ست كه هر روز گستره‌ی بخشی از تهران را به من نشان می‌دهد. میز من در كنار این پنجره جوری قرار گرفته كه كافی‌ ست سر بچرخانم تا از ورای آن به شهر نگاه كنم. اغلب كه سرم خلوت می‌شود آهنگ تهران تهران رضا یزدانی را در رایانه روشن می‌كنم همزمان به تهران نگاه می‌كنم: اگه عاشقت نبودم، پا نمی‌داد این ترانه...

این پنجره رو خیلی دوست دارم. تقریبا همیشه كركره‌ش بالاست و حتی زمانی كه نور خورشید ازش می‌تابد به مانیتور رایانه‌م و تصویرش را مختل می‌كند هم كركره را پایین نمی‌كشم. چهار فصل تهران از اینجا دیدن دارد؛ تابستان كه خورشید آتش روی شهر می‌پاشد، بهار و پاییز وفتی تهران خیس بارون است و وقتی برف زمستانی عین پنبه روی تهران می‌ریزد و سفیدش می‌كند.

ادامه مطلب   


نظرات()   
یکشنبه 13 آذر 1390  12:37 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 13 آذر 1390 01:31 ب.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: شخصی ،

این روزها اگر یه ظهر آفتابی به موسسه صبا بیائید، تو حیاط و زیر ایوون ساختمان قدیمی صبا پدر ژپتو رو می بینید كه داره با چوب و خمیر پینوكیو درست می كنه. اون چوب های بی مصرف و دور ریز رو جمع می كنه، هر كدومشون رو به یه شكلی در میاره و بهشون زندگی می ده. همه ساخته های اون مثل پینوكیو كاراكتر هستن و جون دارن.

ادامه مطلب   


نظرات()   

غرولند

هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات