شنبه 26 دی 1388  02:01 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: بهزاد
نوع مطلب: تلویزیون ،

حتما تو این یكی دو هفته مناظره‌های جدید الخلقه صدا و سیما رو دیدید و یا حداقل یه بار به تورشون خوردید! همونایی رو می‌گم كه مبارزه كلامیِ دو به یك ئه، مجری و نماینده اصولگراها یك طرف و نماینده اصلاح طلبها هم طرف دیگر!

راستش اون اولی كه مناظره‌ها شروع شد خیلی نظر خوشی روش نداشتم و بیشتر به نظرم یه بازی تازه می اومد. یه پز دموكراسی جدید و شوی آزادی بیان در صدا و سیمایی كه تو این چند ماه امتحانش رو پس داده بود. هم وحید یامین پور، مجری این برنامه رو بی‌طرف نمی دیدم و هم رو افراد دعوت شده به مناظره‌ها نظر خوبی نداشتم! نظرم هم پر بی راه نبود: تایم باز برنامه مشكوك بود (هر جا كه می خواستن وقت رو اضافه می كردن و هر جا مایل بودن برنامه رو تموم می‌كردن)، بهانه‌های بی ربط برای شروع بحث‌ها كه خود به خود آدمها و بحث‌های رو به سمت مشخصی می كشوند...

ادامه مطلب   


نظرات()   
یکشنبه 6 خرداد 1386  08:05 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 6 خرداد 1386 08:05 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: تلویزیون ،

نامه زنده‌یاد علی حاتمی به صدا و سیما در باب پخش دلشدگان

ریاست صدا و سیما
اخوی!
جمعه 4 خرداد فیلم سینمایی عجیبی از شبكه سوم سیما پخش شد كه تیتراژ آن «دلشدگان» بود و ادعا شده بود كه فیلم را  بنده یعنی مرحوم علی حاتمی كارگردانی كرده‌ام. همان‌طور كه در عالم ملكوتیان و در عرش روی ابرها دراز كشیده و به  مانیتور لاهوتی خیره شده بودم با دیدن فیلم متوجه شدم كه من بلانسبت چنین غلطی نكرده‌ام و نسبت این فیلم 70 دقیقه‌ای را با خودم كه فیلمی 91 دقیقه‌ای ساختم به شدت رد می‌كنم. هر چه فكر می‌كنم یادم نمی‌آید این همه جامپ‌كات توی فیلم زده باشم. تازه نزدیك بود به من نسبت دروغ‌گویی بدهند و از بهشت بیرونم كنند كه من فیلم شاهكار نساخته‌ام و این لحاف چهل‌تكه چیست... ( ادامه این مطلب را در وبلاگ نقطه سر خط بخوانید)

   


نظرات()   
سه شنبه 21 شهریور 1385  09:09 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 21 شهریور 1385 11:09 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: تلویزیون ،

کاریکاتور روز پنجشنبه (اینجا) به عنوان یکی از دلایل توقیف روزنامه شرق مطرح شده است . این حکم به شرح ذیل اعلام شده است:
به گزارش دبیرخانه هیأت نظارت بر مطبوعات، این هیات در تاریخ 19/5/85 و به منظور حمایت از ادامه انتشار نشریه شرق به صاحب‌امتیاز فرصت داد تا ظرف یكماه نسبت به معرفی مدیر مسئول جدید كه امكان نظارت بیشتر بر مطالب نشریه را داشته باشد اقدام نماید كه صاحب امتیاز در تاریخ 20/6/85 با ارسال نامه‌ای تقاضای مهلت دو ماه دیگر را نمود، لكن با توجه به تخلفات مكرر روزنامه و عدم اصلاح در یك ماه اخیر و خصوصا با توجه به انتشار كاریكاتور توهین آمیز در یكی از شماره‌های اخیر آن نشریه به اتفاق آراء روزنامه شرق را توقیف كرد و پرونده تخلفات این نشریه را به دادگاه ارجاع نمود.

اگر بخواهم در این باره حرفی بزنم باید مطالب پست قبلی ام را تکرار کنم و به آنها این موارد را بیافزایم: کاریکاتور هنر والایی است که هنرمندش به مثابه یک جراح تیغ جراحی بر زخم ها و بیماری ها می زند تا آنها را درمان کند. متاسفانه ظرفیت پذیرش این هنر هنوز در کشور ما و مردم ما ایجاد نشده و طبیعی است که دولتمردان ما هم که از بدنه اجتماع نشات می گیرند از این قائده مستثنی نیستند. به نظر من کاریکاتور توهین نیست هنری است که با آن می شود سیاهی ها بدی ها کاستی ها و یا اصلا فلسفه هنرمند را در اشکالی طنز آمیز ارائه کرد. تئاتر روحوضی ما نوعی کاریکاتور نمایشی است. آیا می توانیم بگوییم تئاتر روحوضی ما همیشه یک توهین بوده و یا کریم شیره ای در دربار شاه زمان خود مدام در حال توهین بوده !

از سوی دیگر طبق قانون اساسی هیچ شخص یا گروهی را نمی توان برای عقایدش محکوم کرد.کاریکاتور تجلی فلسفه و عقاید هنرمند یا گروهی است که هنرمند در آن قرار گرفته. پس نمی توان و نباید به بهانه یک کاریکاتور چنین آرایی صادر کرد.کاش دولتمردان که خواهی نخواهی الگوی اجتماع خودشان می شوند بتوانند این تحمل را در خودشان به وجود بیاورند تا مردم نیز با تاسی از آنها به این هنر والا احترام بگذارند.

اما شرق با تمام انتقادهایی که به آن داشتم و دارم از جمله نشریات وزینی است که خود من حداقل هر روز تیترهای آن را می خوانم( بگذریم از این که یک کوه روزنامه شرق در منزل دارم که همه را نگه داشته ام تا بعدا بعضی مطالب آن را بخوانم). نبود شرق در مطبوعات ما تاثیر عمیقی خواهد گذاشت و مطمئنا قشر فرهیخته از آن آسیب بیشتری خواهند دید. امیدوارم مسئولین این روزنامه بتوانند با سیاست از این ورطه خلاص شوند تا ما باز هم شرق را در روی دکه روزنامه فروشی ها ببینیم. 

   


نظرات()   
یکشنبه 14 اسفند 1384  05:03 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: بهزاد
نوع مطلب: تلویزیون ،

سمند در برابر شیشه عینک!

در مراسم اختتامیه جشنواره های فیلم و تئاتر فجر امسال یک واقعیت تاریخی غم انگیز خودش را بیشتر نشان داد؛ اهمیت به سینما و یتیم بودن تئاتر. هنرمندان برگزیده هنر لوکس سینما هر کدام با یک سمند یا پراید یا یک سفر حج به منازل خود بازگشتند و هنرمندان هنر فقیر تئاتر بیشترین جایزه ای که بردند امتیاز خرید لنز یا عینک رایگان بود! البته باید خدا را شکر کرد که وزارت ارشاد هزینه های کفن و دفن هنرمندان را به عهده گرفته و گرنه ممکن بود هزینه خرید قبر یا کفن و دفن رایگان از طریق سازمان بهشت زهرا به ایشان اهدا شود.

عمر حمایت مالی شرکتهای خصوصی و عمومی و همچنین سازمانها و اداره های دولتی از هنر و رویدادهای هنری در کشور خیلی زیاد نیست . البته قدمت این مسئله در کشورهای مترقی جهان بسیار بیشتر از ایران است و شاید وجود این شانس در این کشورها به پیشرفت فرهنگ و هنرشان نسبت به کشورهای دیگر کمک کرده است. به هر حال یک طرف خلق هر اثر هنری تامین منابع مالی است و با وجود و حمایت این گونه منابع است که آثار هنری می توانند به لحاظ کمی و کیفی رشد کنند. در این میان سینما شاید زودتر به این مهم دست پیدا کرد ، چون به لحاظ تماشاگر و امکان مشابه سازی ، بر هنرهای دیگر برتری داشت. سینما با بهره از جذابیتهای دراماتیکی و همچنین ویژگیهایی که ناشی از حضور تکنولوژی در این هنر بود با وجود قدمت اندکش بر هنرهای دیگر سرآمد شد. اختراع تلویزیون هم از سوی دیگر به این هنر کمک کرد تا سینما به ثروتمندترین هنر جهان تبدیل شود. این ویژگی ها حتی در کشورهایی چون ایران که مدعی برتری ایدئولوژیکی هنر بر جنبه های مادی آن بودند نیز تاثیر گذاشت که آخرین آنرا در همین جشنواره های اخیر فجر می توان پیدا کرد. دو نهاد تقریبا موازی "مرکز هنرهای نمایشی" و "معاونت سینمایی" که به یک سرچشمه واحد به نام وزارت ارشاد متصل بودند برای پیدا کردن حامیان مالی برای برگزاری بزرگترین رویدادهای سالیانه خود به دو نتیجه مجزا و کاملا متفاوت دست پیدا کردند: سینما با چپ پر و حمایت "وزارت صنایع" ، "شهرداری تهران" ، "شرکت هواپیمایی قطرایرویز" ، "ایران خودرو" و "موبایل LG" جشنواره اش را برگزار کرد و تئاتر تنها توانست "موسسه نیو ویژن اپتیکال" را به خود جذب کند! سینمای فجر به هنرمندانش سمند و پراید و سفر حج هدیه داد و تئاتر فجر لنز و شیشه عینک!

این تفاوتِ از زمین تا آسمان به جز همان دلایلی که برای ثروت سینما و فقر تئاتر عنوان شد ، سه دلیل دیگر هم دارد؛ اول: کیفیت عملکرد مدیران و دبیران جشنواره ها برای جذب حامی مالی ، دوم: توجیه نبودن شرکت ها و سازمان های دولتی و غیر دولتی برای سودآوری فعالیت فرهنگی و معافیت های مالیاتی ، و سوم: توجیه نبودن برخی نهادهای دولتی بر وسعت محدوده وظایفشان.

کیفیت عملکرد مسئولین در جذب حامیان مالی حدیث پیچیده ای است که یک سرش ریشه در همان جذابیت های سینما دارد و بک سرش در توانایی های آنها. از یکسو جذابیتهای سینما اتوبان بزرگی را جلوی سینمایی ها می گذارد تا برای رسیدن به مقصد سریعتر بتازند و زودتر به نتیجه برسند و از سوی دیگر این جاده برای تئاتر تنگ و تنگ تر می شود. صحبت راجع به توانایی ها و سیاست ها مدیران این دو که دیگر اظهرومن الشمس است. برای نمونه رجوع کنید به گفت و گوی دبیر جشنواره تئاتر فجر با سایت خانه هنرمندان.

در مورد عدم اطلاع شرکت ها و سازمانها از منافعی که با مشارکت در فعالیت فرهنگی به دست می آورند، باید این طور عنوان کرد که در قوانین مالیاتی کشور مواردی وجود دارد که طی آن مراکز و شرکت هایی که با مجوز وزارت ارشاد فعالیت فرهنگی می کنند از مالیات معاف هستند( ماده 139 در باب معافیت ها ، مصوبه سال 80) یا هزینه های اینچنینی آنها جزو هزینه های جاری حساب شده و از مالیات بر درآمد آنها کسر می شود(ماده 148 قانون مالیات های مستقیم ، بند 8).بیشتر مراکزی که فعالیت های آنها مشمول چنین مواردی می شود یا می توانند چنین فعالیت هایی داشته باشند اشراف کاملی بر این قوانین ندارند و به همین دلیل از انجام آنها سر باز می زنند.

اما در باب دلیل سوم می توان گفت مسئله به توجیه نبودن نهادهای دولتی ، ادارات و مراکزی چون شهرداری ها و نهادهای فرهنگی(مثل حوزه هنری) به محدوده وظایف خود باز می گردد. تقریبا در تمامی کشورهای دنیا یک سرِ جشنواره هایی چون تئاتر فجر، نهادهای متمولی چون شهرداری ها هستند. حتی شهرداری ها در برخی ممالک مترقی خود بانی جشنواره های بین المللی ، کنسرت های موسیقی ، بینال های مختلف و رپرتوارها هستند و با این شیوه هم به مردم شهرهایشان سرویس فرهنگی می دهند و هم توریست داخلی و خارجی جذب می کنند. اما در کشور ما گویا شهرداری ها این امر را در حیطه وظایف خود نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند. سازمان ها و نهادهایی چون سازمان تبلیغات اسلامی و حوزه هنری هم که برای چنین فعالیتهایی بودجه دریافت می کنند ، تنها به برگزاری جشنواره های موازی اکتفا می کنند.

بنابراین می توان نتیجه گرفت اولین کاری که مسئولین و دست اندرکاران تئاتر برای جذب حامیان مالی می توانند انجام دهند یادآور وظایف نهادها و سازمان های دولتی ذی ربط همچون شهرداری هاست( در صورت عدم وصول نتیجه از طریق گفتمان رجوع به دیوان عدالت اداری هم پیشنهاد می شود).جلب اعتماد و جذب سرمایه از حوزه هنری هم با توجه به بودجه مناسب این نهاد یا نهادهای مشابه مفید به فایده خواهد بود.سپس مرکز هنرهای نمایشی می تواند با استخراج موارد قانونی انواع معافیت های مالیاتی و ارسال آنها به ادارات و شرکت های دولتی و غیر دولتی، در اشاعه این امر کوشا باشد. و سرانجام بهره گیری از متخصصین کارکشته امور تبلیغات و استفاده(یا حتی سوء استفاده) از چهره های شناخته شده هنرمندان تئاتر هنگام رایزنی با این گونه نهادها هم می تواند راه رسیدن به این هدف را آسانتر کند.

در انتها یادمان نرود که هنر تئاتر پیش از سرگرمی و تفنن ، فرهنگ ساز است. می گویند انگلیسی ها اولین سوالی که از خواستگارِ دخترشان می پرسند این است که آیا به تئاتر می رود و فرانسویان هم هزینه های دیدن تئاتر را در سبد زندگی شان تثبیت کرده اند. جشنواره ای چون فجر مشوق خوبی برای ایجاد چنین فرهنگ هایی است و همه اینها مسیر نمی شود مگر با تامین مالی این هنر که یکی از راه های آن جذب کمک های مالی شرکت های متمول است.

   


نظرات()   
سه شنبه 9 اسفند 1384  11:02 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 15 تیر 1385 01:07 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: تلویزیون ،

فرصتی برای نصف جهان

منتصب شدن شهر اصفهان به عنوان "پایتخت فرهنگی جهان اسلام" در حالی صورت می گیرد که این شهر برای حفظ هویت تاریخی و فرهنگی خود دچار مشکلات عدیده ای است؛ از تهدید یونسکو برای خارج کردن میدان نقش جهان از لیست میراث جهانی خود گرفته تا به خطر افتادن حریم رودخانه زاینده رود. شاید عمده ترین تهدید شهر اصفهان در حال حاضر از جانب یونسکو صورت می گیرد که بر آن است در صورت عدم تعدیل سازی برج جهان نما در مقابل اماکن باستانی میدان نقش جهان ، این مجموعه را از لیست میراث جهانی خود خارج کند. این معضل که چند سال قبل همزمان با شروع احداث این عمارت آغاز شد طی این چند سال سوژه جنگهای سرد سیاسی بسیاری در کشور بوده و به همین دلیل با هر تغییر و تحول سیاسی دست به دست شده تا سرانجام چندی پیش با موافقت سهامداران این پروژه برای تعدیل ارتفاع این عمارت در حال برطرف شدن است.

از سوی دیگر چندی پیش خبر عبور مترو از زیر خیابان چهارباغ ، بار دیگر شهر اصفهان را در صدر اخبار میراث فرهنگی قرار داد. گفته می شود در صورت محقق شدن این امر، گنبد تاریخی مدرسه چهار باغ آسیب می بیند و در صورت جابجایی خاک در این محوطه ، خود ساختمان نیز اندک اندک فرو خواهد ریخت. علاوه بر اینها آسیب دیدگی گنبد مسجد شیخ لطف الله ، حفاری شرکت های پیمانکاری در قسمت پشت میدان امام(ره) ، تهدید حریم زاینده رود توسط هتل های در حال احداث حاشیه زاینده رود و ... همگی مشکلاتی است که نصف جهان در جدالی نابرابر با آنها دست و پنجه نرم می کند. البته اینها علاوه بر تحول بافت تاریخی این شهر به بافت شهری مدرن است. مسئولین و شاید مردم اصفهان به گمان حرکت به سوی مدرنیته در حال تخریب تدریجی بافت تاریخی این شهر هستند ، غافل از اینکه نصف جهان مفتخر به چنین خصوصیتی است. یکی دو سال قبل شهرداری از فرانسه به ایجاد بزرگراهها و احداث پل های هوایی و پل های هوایی عابر پیاده در تهران انتقاد کرده بود و اصطلاحا "دو طبقه " کردن خیابانها در تهران را مورد نکوهش قرار داده بود. او با اعتقاد به حفظ اصالت بافت قدیمی ( نه فرسوده) شهرها مصر بود که حل معضلاتی مثل ترافیک در شهرها با به کارگیری راهکارهایی چون افزایش وسایل نقلیه عمومی ، به کارگیری وسایلی چون دوچرخه در حمل و نقل شهری و... قابل حل است.به همین دلیل افزایش بزرگراه و اتوبان در تهران را عامل اصلی تخریب بافت تاریخی آن می دانست. اما اکنون به نظر می رسد شهر تاریخی اصفهان دچار مدرنیته افراطی شده و هر روز بیشتر بافت تاریخی خود را از دست می دهد و این زنگ خطری برای این شهر برای از دست دادن جاذبه های توریستی خود است.

انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام، از سوی سازمان فرهنگی، علمی و تربیتی كنفرانس اسلامی افتخاری جدید در کارنامه این شهر تاریخی است. "پایتخت فرهنگی جهان اسلام" ، عنوان با شکوهی برای اصفهان است ، شهری که پیش از این هم " نصف جهان" نامیده می شده و همیشه مایه فخر ایرانیان بوده است. برای اداره شهری با این گذشته تاریخی ، درایت ، سیاست و تدبیر بسیاری لازم است.توسعه شهری و گرایش به مدرنیته ، با حفظ بافت تاریخی هنر است ، در غیر این صورت تخریب بافت و فضای تاریخی که کار دشواری نیست. مسئولین مملکتی علاوه بر حفظ میراث دینی باید به حفظ میراث فرهنگی نیز توجه کنند ، هر چند که میراث تاریخی اصفهان از میراث دینی آن جدا نیست.اکثر بناهای تاریخی این شهر شاهکارهای معماری و هنرهای دستی دوره صفوی است ، دوره ای که اسلام به بالاترین درجه افتخار خود می رسد. گر چه اگر هم اینگونه نبود حفظ و حراست از میراث تاریخی کشور وظیفه ای است که پشت به پشت منتقل شده تا به ما رسیده که اگر اینگونه نبود دیگر اصفهانی برای پایتختی جهان اسلام وجود نداشت.

اما این انتخاب فرصت خوبی برای اصفهان است تا بتواند در سایه چنین عنوانی مشکلات خود را بهبود ببخشد. اصفهان به عنوان یک پایتخت هرچند نمادین ، باید در شان جهان اسلام ظاهر شود و حداقل مشکلاتی را که پیشتر به آن اشاره شد از سر راه بردارد. مسئولین نیز باید توجه داشته باشند از صدقه سری همین بناها ، عمارتها و مجموعه های باستانی است که چنین عنوانی نصیب اصفهان شده است و حفظ داشته ها کمترین توقع از آنان است. علاوه بر اینها افزایش ظرفیت پذیرش توریست ، موضوعی است که در این زمان بیش از پیش جلب توجه می کند. این شهر باید بتواند ظرفیت پذیرش توریست را به چند برابر فعلی ارتقا دهد تا بتواند پاسخگوی گردشگران آتی این شهر باشد. اما این امر تنها به افزایش حجم تخت های استاندارد این شهر خلاصه نمی شود؛ افزایش ناوگان حمل و نقل ، افزایش تعداد پروازهای داخلی و بین المللی ، افزایش و استاندارد سازی خدمات پزشکی و ... مواردی هستند که باید برای آنان چاره ای اندیشیده شود.

اما در پایان یک پیشنهاد؛ اگر دیدیم انتخاب اصفهان به این عنوان توانست به بهبودی مشکلات این شهر تاریخی کمک کند ، استقبال گردشگر را افزایش ببخشد و توجه به میراث فرهنگی را افزون کند ، ترتیبی اتخاذ شود تا هر ساله در کشور خودمان شهری به عنوان پایتخت فرهنگی انتخاب شود ، آن سال به عنوان بزرگداشت آن شهر نامگذاری شود و در طول سال به مشکلات فرهنگی آن شهر بیش از پیش رسیدگی شود. شاید از این طریق بتوان در بهبود اوضاع فرهنگی و گردشگری شهرها تاثیرگذار بود.

روزنامه صاحب قلم-یکشنبه ۷/۱۲/۸۴-صفحه۶

   


نظرات()   
سه شنبه 9 اسفند 1384  11:02 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 14 اسفند 1384 05:03 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: تلویزیون ،

پایان ناتمامی در اوج

 

خبر توقف سریال پر طرفدار "شبهای برره" شوکی ناگهانی را بر طرفداران پروپاقرص این سریال در زمانی وارد کرد که بینندگان این سریال انتظار داشتند پس از پایان ایام سوگواری ادامه این سریال از سرگرفته شود. اعلام اینم خبر در حالی بود که پس از توقف پخش این سریال به دلیل فرارسیدن دهه اول محرم ، روابط عمومی شبکه 3 سیما اعلام کرده بود که پخش این سریال از 27 بهمن ماه مصادف با 17 محرم از سرگرفته می شود. در این خبر همچنین اعلام شده بود که با تصویب قسمت اضافه ، این سریال تا 125 قسمت به روی آنتن خواهد رفت. در واقع پخش بیش از 90 قسمت این سریال و ناتمام ماندن آن به لحاظ داستانی صحت این اخبار را تایید می کرد.اما مدیر گروه فیلم و سریال شبکه 3 سیما ضمن اعلام پایان پخش سریال شبهای برره به طور رسمی ، سیاست راهبردی سازمان صدا و سیما ، توجه به کیفیت و عدم تکرار یک برنامه موفق را دلایل توقف این سریال ذکر کرد ؛ البته پیش از این یکی از مدیران شبکه سوم که می خواسته نامش فاش نشود(!) وجود انتقادهای بی شمار از این مجموعه را در قطع پخش این سریال بی تاثیر ندانست. گرچه مهران مدیری ، کارگردان شبهای برره ، طی گفت و گویی با خبرگزاری فارس ، پایان شبهای برره را فقط بر اساس توافق بین خود و مدیران شبکه عنوان کرد و دلایل این تصمیم را پرهیز از افتادن در وادی تکرار و افت کیفیت شبهای برره ذکر کرد ، اما شایعات تایید نشده ای حاکی از ارسال نامه ای از جانب یکی از مسئولین ارشد دولتی به رئیس سازمان صدا و سیما مبنی بر دستور توقف پخش این سریال است. البته صحبت هایی هم دال بر توقف این مجموعه به دلیل حضور مهران مدیری در بیلبوردهای تبلیغاتی بر سر زبان ها است.

سریال تلویزیونی شبهای برره از شروع پخش خود نظرهای متفاوتی را به دنبال داشت ؛ عده ای پخش این سریال را به دلیل استفاده از زبان و لهجه متفاوت ، برخی رفتارهای خارج از قاعده و تاثیر نامطلوب بر روی کودکان ، نکوهش و برخی دیگر آن را به دلیل پرداخت منتقدانه به عادات ناپسند اجتماعی ، بهره گیری از زبان طنز برای انتقاد و مفرح بودن برنامه تایید کردند. برخورد مطبوعات و رسانه ها هم با این سریال کاملا دوگانه بود ؛ عمده مطبوعات منسوب به جریان جناح راست به مخالفت با این برنامه پرداختند و اکثریت موافق که متعلق به جناح چپ بودند از آن استقبال کردند.مخالفین مواردی چون سخیف بودن محتوی ، تاثیر پذیری منفی از سریال و حتی توهین به جایگاه زن را دستمایه خود کرده بودند و موافقین مواردی چون سخره گرفتن عادات ناپسند اجتماعی و مشابه سازی تیپ های نکوهیده جامعه را مطرح می کردند.

اما خود سازمان صدا و سیما در این میان با پخش بازدید مهندس ضرغامی از پشت صحنه سریال و گفت‌وگو و سخنان او در جمع بازیگران و دست اندرکاران این مجموعه ، حمایتش را از پخش این سریال ابراز کرد. با در نظر گرفتن همزمانی پخش این دیدار با اظهار نظرهای رسمی برخی مسئولین دولتی و نمایندگان مجلس ، به نظر می رسد این عمل نقطه پایانی بر اینگونه اظهار نظرهای رسمی و غیر رسمی بود. در واقع ضرغامی با این عمل خود می خواست تاکید و پشتیبانی خود را از برنامه تهیه شده در سازمانش به منتقدانی که اغلب از هم جناحی های خود او بودند ابراز کند.

تشخیش اینکه شبهای برره سریال خوب یا بد بوده به اندازه بینندگان آن متفاوت است . بدیهی است که هر تماشاگر بسته به بضاعت و ذهنیات خود به این برنامه نگاه کرده و آن را نقد می کند.اما باید بپذیریم نقد شخصی جدای از اظهار نظر رسمی یا حتی اعمال نظر رسمی است. ناگفته پیداست که شبهای برره به دلایلی غیر از آنچه توسط مدیران سازمان گفته شده ، متوقف شده است و یا به تعبیری خوشبینانه تر به دلایلی علاوه بر دلایل ذکر شده به این سرنوشت دچار شده است. همه نیک می دانیم که این برنامه چه خوب  چه بد ، میلیون ها بیننده را در سطح کشور جلوی گیرنده ها می نشاند و هر کاری نمی کرد این حسن را داشت که اوقات بیننده هایش را مفرح می کرد. بنابراین بهانه هایی چون :"تمام شدن در اوج" ، " جلوگیری از افت کیفیت" یا "جلوگیری از تکرار" نوعی سلب مسئولیت و فرار از پاسخگویی است، چه آنکه کیست که نداند این سریال به لحاظ داستانی هنوز تمام نشده و انتهای آن به طور مضحکی باز مانده است! چگونه می توان باور کرد تیم فیلمنامه نویس این مجموعه فکری برای پایان آن نکرده و اصلا قرار بوده انتهای آن بی حاصل رها شود! بنابراین به نظر ضروری می رسد که مسئولین مشخص کنند: اگر فشارهایی خارج از بدنه صدا و سیما مسبب توقف این برنامه است ، چگونه می شود حد و مرز مسئولین را در دخالت به امور مختلف مشخص کرد؟ اگر حضور دست اندرکاران این برنامه در تبلیغ کالاها ، مسئولین را برآشفته ، چرا قوانینی برای منع این عمل تدوین نمی شود؟ اگر به واقع قرار بود این برنامه راس نود قسمت تمام شود ، چرا برای تمام کردن داستان این سریال تمهیدی اندیشیده نشده است؟ اگر قرارداد سریال برای 30 قسمت اضافه منعقد نشده بود ، چرا روابط عمومی شبکه 3یما اقدام به اعلام این خبر کرد؟ اگر هیچکدام از این ها مصداق ندارد ، اصل ماجرا چیست؟ و سرانجام اگر صدا و سیما به بیننده خود به عنوان یک موجود شعورمند اعتقاد دارد، چرا اینگونه کودکانه عمل می کند؟

روزنامه صاحب قلم-سه شنبه ۹/۱۲/۸۴ صفحه ۶

   


نظرات()   
یکشنبه 19 تیر 1384  01:07 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 20 تیر 1384 03:07 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: تلویزیون ،

مطالب  پیشین من در غرولند های زیر لبی

   


نظرات()   

غرولند

هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات