چهارشنبه 4 اسفند 1389  12:53 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: بهزاد
نوع مطلب: سینمایی ،

مدتی است دیگر سینما نمی روم. آخرین فیلمی که در سینما دیدم «ملک سلیمان» بود و قبلی اش را خدا می داند. ترجیح می دهم صبر کنم تا سی دی فیلم ها بیرون بیاید و در خانه ببینمشان. دیروز «هفت دقیقه تا پاییز» را دیدم با بازی دو دوست خوبم حامد بهداد و محسن طنابنده. با هر دوی این دوستان به نحوی کار کرده ام و از توانایی هایشان خبر دارم. بازی ها در این اثر به معنی کلمه زیبا بود. به خصوص محسن طنابنده که به واقع گل کاشت و یکی از بهترین بازی هایش را انجام داد. پیشینه تئاتری محسن و تجربه های متفاوت او بسیار برایش مفید واقع شده و بعید می دانم نقشی باشد که از عهده او بر نیاید. حامد هم حداقل تا یک سوم پایانی فیلم روان بازی کرد و اگر کارگردان اواخر کار کنترلش را بر نوع بازی او بیشتر می کرد بازی یکدست تری را از او شاهد بودیم. اما بی انصافی ست که از بازی های خوب دو نقش زن فیلم به خصوص هدیه تهرانی بدون اشاره بگذریم.
در مورد کارگردانی و تصویربرداری مطلب خاصی نمی توانم بگویم و این به معنی بی ارزش کردن کار این دوستان نیست. در بسیاری موارد به چشم نیامدن عناصر سازنده فیلم می تواند مزیت به حساب بیاید. گرچه در بخش به وجود آمدن حادثه رانندگی انتخاب زاویه ها و تسلط کارگردان باعث به وجود آمدن صحنه ای باور پذیر با وجود تروکاژهای کامپیوتری شده بود.
اما مشکل من با فیلم در بخش فیلمنامه بود که با کمی درایت و انتخاب مشاوران خوب می توانست به فیلم کمک بسیاری کند. در درام موضوع مهمی به نام گره دراماتیک وجود دارد که می تواند حاصل حادثه دراماتیک یا واقعه ای خاص باشد. در واقع یک فیلم پس از گذراندن مقدمه خود که آن هم قوانین و خصوصیات خاص خود را دارد معمولا در یک سوم یا یک چهارم ابتدایی به زمانی می رسد که باید گره درامتیک افکنده شود تا انرژی حاصل از آن فیلم را تا کمی مانده به انتها جلو ببرد. زود یا دیر اتفاق افتادن این مهم باعث معضلاتی می شود که کار کارگردان را سخت می کند. در فیلم «هشت دقیقه تا پاییز» مقدمه آن قدر بلند است که حادثه درامتیک تقریبا در اواسط فیلم اتفاق می افتد. این مشکل دو ضعف را به فیلم تحمیل می کند: اول آنکه بخش ابتدایی فیلم را خسته کننده و کند می کند و دوم آنکه ریتم فیلم را برای نیمه انهایی آنقدر تند می کند که کارگردان بالاجبار بسیاری از ریزه کاری های تعیین کننده را از دست می دهد. 
نمی خواهم حرفم به درازا بکشد، بنا براین در پایان به این نکته اشاره کنم که با حذف تعمدی یا غیر تعمدی صحنه های مربوط به دزیدن جسد دختر از بیمارستان توسط میترا و حتی ندیدن تک پلانهایی از آنچه در اتاق در بسته خانه که حامل تنهایی میترا با جسد تنها دخترش است، هدیه تهرانی از نعمت دیده شدن بازی اش بیش از آنچه که اتفاق افتاده محروم شده و همینطور سینمای ایران از لمس صحنه هایی ناب و کمیاب از موقعیتی نادر! اما احتمالا این سلیقه کارگردان است و محترم.
دیدن این فیلم برایم گرچه دل تنگ کننده اما لذت بخش بود و به خاطر آن از همه دوستان هنرمند این فیلم تشکر می کنم.

   


نظرات()   
دوشنبه 22 تیر 1388  03:43 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 22 تیر 1388 04:28 ب.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: سینمایی ،

سینمای ایران پوست می اندازد!

بالاخره تونستم به افسردگی ناشی از اتفاقات اخیر غلبه كنم و "درباره الی" رو دیدم؛هر چند كه افسردگی م بیشتر شد!

فیلم اثر بسیار خوبی بود ، اما تو این یادداشت نمی خوام به نقد یا تفسیر اون بپردازم. راجع به فیلم حتما خیلی خوندید یا شنیدید. اما دو نكته رو ذكر می كنم ، شاید ذهن شما رو هم قلقلك بده و مواردی رو اضافه كنید.

اولین موردی كه می خوام بگم اینه كه بنظرم "درباره الی" به نوعی نماد «پوست انداختن سینمای ایران» ئه! هم در روایت ، هم در تكنیك ، هم در بازیگری و هم در كارگردانی. شاید در هر كدام از این زمینه‌ها قبلا نمونه‌های موفقی رو دیده باشیم اما تا جایی كه به یاد دارم اثری نبوده كه همه اینها رو با هم داشته باشه.مثلا در بازیگری ، كم پیش میاد كه اثری بدون داشتن بازیگرای با تجربه، اسمی، و حرفه ای اینقدر موفق بشه.منظورم از طیف بازیگرایی مثل انتظامی ، پرستویی، كیانیان و غیره است.پس این فیلم تونسته با نسل جدید بازیگرای سینمای ایران نه تنها موفق باشه بلكه تحولی جدید در عرصه بازیگری سینمای ایران رو پایه‌گذاری كنه. برای موارد دیگه توضیح نمی دم چون اولا حوصله شو ندارم (صاحب اختیار پست وبلاگ خودم كه هستم!) دوما هم توضیحش در قالب یه پست وبلاگ نمی گنجه.

اما مورد بعدی تاثیر سابقه تئاتری اصغر فرهادی بر موفقیت این فیلمه. «تداوم حس» و تغییر اون با پاساژهای نرم و غیرمحسوس (تغییر یه فضای شاد و شنگول به اضطراب و در نهایت غم) بارزترین ویژگی این اثر ئه كه بیشتر تو تجربه‌های تئاتری حاصل می شه. بعد از داشتن یه سناریوی محكم، هدایت صحیح بازیگر مهمترین اصل نیل به این موفقیته كه در تئاتر و تمرینات بازیگری تئاتر حاصل می شه.اگر دقت كنید بیشتر بازیگرای این فیلم یا بازیگر تئاتر هستن و یا تجربه بازیگری تو تئاتر رو دارن. این موضوع دست فرهادی رو هم باز گذاشته كه با بهره گیری از پلانهای طولانی تر ، به تئاتر نزدیك بشه و از ویژگی‌های تداوم حس در تئاتر استفاده كنه.

"درباره الی" استحقاق بیشتر از اینها رو داره، اما متاسفانه من حوصله ندارم. این پست رو هم گذاشتم تا هم جای یه كار خوب تو وبلاگم خالی نباشه ، هم كم كم دستم گرم بشه برای شروع مجدد نوشتن!

 

   


نظرات()   
سه شنبه 24 مهر 1386  02:10 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 25 مهر 1386 08:10 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: سینمایی ،

راستش من خیلی اهل سریال‌های تلویزیونی نیستم و كمتر شده كه این سریال‌ها را دنبال كنم.اما در ماه رمضان امسال سریال "میوه ممنوعه" به دلیل بازی‌های خوب نقش آفرینانش و كارگردانی مناسب آقای فتحی توجهم را جلب كرد.اما روی سخن در این یادداشت درباره بازی علی نصیریان در این سریال است

درباره توانایی‌های بازیگری نصیریان كه تقریبا بیشتر ما در كارهای پیشین او به نتیجه كافی رسیده بودیم؛ او بازیگری تواناست كه به خصوص بازی در سكوت او می‌تواند مورد مطالعه و حتی تدریس قرار گیرد. نصیریان دانش‌آموخته تئاتر است و تجربیات او در این زمینه ویژگی‌های مثبت بسیاری را برایش به ارمغان آورده.گرچه برخی شباهت‌های بازی‌اش در نقش‌های متعدد بعضی از دوستان منتقد را به نقدهایی در اینباره مجبور كرده اما با واقع نمی‌توان منكر توانایی‌های او در زمینه‌های مختلف بازیگری شد. نصیریان در ابتدا درك درستی از نقش را برای خود به وجود می‌آورد و سپس از ویژگی‌ها و توانایی‌هایش در پروراندن نقش بهره می‌گیرد.یكی از مهارتهای او استفاده از نگاه و چشمانش است.اگر در همین سریال اخیر او هنگامی كه دوربین صحنه را روی او متمركز می‌كند به وضعیت چشمان و نگاه او توجه كنید كافی است بفهمید كه او احساس درونی ایجاد شده در خود را چگونه از نگاهش بیرون می‌دهد.همانگونه كه می‌دانید انسان هنگام ایجاد دیالوگ و رویارویی با انسان مقابلش بیشترین حواس خود را روی چشمان طرف مقابل متمركز می‌كند و هر گونه حس یا انرژی را از این طریق دریافت می‌كند.بیننده تلویزیون هم از این ویژگی مستثنی نیست و بنابراین حس تابیده شده از نگاه و چشمان نصیریان را جذب كرده و با او همراه می‌شود

توانایی دیگر نصیریان در اجرای مونولوگ‌ها است ؛ چه در بیان و چه در عمل.كارگردانان باهوشی چون حاتمی ، نجفی و فتحی به این توانایی نصیریان واقف بوده و از آن بهره برده‌اند. به یاد بیاورید سخنان قاضی شارع در سربداران ، ابوالفتح در هزار دستان و هم اكنون حاج فتوحی در میوه ممنوعه را تا به مهارت نصیریان در این امر ایمان بیاورید.او علاوه بر تلفظ صحیح كلمات ، در آكسان گذاری و حس كلمات هم وسواس دارد و اجرای صحیح اینها یعنی پنجاه درصد موفقیت بازیگر

اما بگذارید دو ضعف در كار این استاد بازیگری را هم عنوان كنم تا هم حق مطلب ادا شود و هم متهم به یك سو نگری نشوم!ایشان در بعضی صحنه‌های همین سریال میوه ممنوعه و به خصوص در قسمت‌های پایانی این سریال دچار معضل بازی «اوور اكت» كه مشكل عمده بازیگران تئاتر است یودند.مصداق عینی این سخن صحنه فلاش بك نقش "هستی" به دیدار با "حاج فتوحی" پس از خروج از كما است.در این صحنه آن نگاه‌های با احساس و ظریف‌كاری‌های نصیریان در صحنه‌های قبل جای خود را به «ری اكشن»هایی چون كوبیدن مشت بر پیشانی ، آه كشیدن‌های پیاپی با صدا و اكت زیاد و خم و راست شدن‌های پیاپی می‌دهد.اما گرفتن بیان شعری در بعضی از دیالوگ‌ها هم از ضعف‌های بازی ایشان در میوه ممنوعه بود كه متاسفانه گریبان بسیاری از بازیگران كهنه‌كار این عرصه همچون مشایخی را هم گرفته است.كشیده بیش از اندازه برخی حروف در كلمات كه گفتار را به نظم شبیه می‌كند منظور این نگارنده است

اما مقصود اصلی از نگارش سطور جبران بعضی اظهار نظرهایم بود مبنی بر این كه شاید دیگر دوران همچون نصیریان‌ها به سر آمده كه ثابت شد دود هنوز هم از كنده بلند می‌شود

   


نظرات()   
چهارشنبه 27 تیر 1386  11:07 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 27 تیر 1386 11:07 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: سینمایی ،

چند دقیقه ای است که از دیدن فیلم اسکوپ به کارگردانی وودی آلن هنرمند نابغه سینما فارغ شدم؛ فیلمی زیبا و به اصطلاح خودمان اورژینال وودی آلنی.

در این فیلم وودی آلن در نقش یک شعبده باز ظاهر می شود و با کمک کردن به یک دانشجوی روزنامه نگاری و روح یک خبرنگار مرده! سعی در حل یک معمای جنایی می کند.

فیلم مملو از طنزهایی است که خاص خود وودی آلن است و او در این اثر یک داستان جنایی را به سبک طنز به تصویر می کشد! آلن در آخرین اثرش تا به امروز از یک لرد زاده گرفته تا یک شعبده باز را به سخره می گیرد و عجب اینکه در این راه از مسخره کردن مرگ هم نمی گذرد.او در اسکوپ نشان می دهد که مرده یک روزنامه نگار هم از حل یک معمای جنایی و تهیه یک گزارش جذاب نمی گذرد و در این راه حتی سعی می کند به مرگ رشوه بدهد! او حتی در ابتدای فیلم همکاران فیلم ساز خود را هم که در همخوابی با یک دانشجوی روزنامه نگاری هم نمی گذرد به طنز می گیرد.

قصدم در این مطلب نقد یا تفسیر این فیلم نیست فقط خواستم برای شما کمی انگیزه ایجاد کنم که این فیلم را تهیه کنید و ببینید.

   


نظرات()   
دوشنبه 11 تیر 1386  03:07 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 11 تیر 1386 03:07 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: سینمایی ،

« زیر پا گذاشتن قوانین رسمی و اخلاقی و سو استفاده از دست رنج دیگران ، پدیده‌ای نیست كه بتوان آن را ریشه كن كرد ، اما می‌توان كاری كرد كه به راحتی گسترش نیابد و به عنوان حربه‌ای در جهت مخدوش كردن فضای فرهنگی – هنری سینمای ایران ، به كار گرفته نشود...»

سطور بالا بخش نخست بیانیه فرهنگستان هنر به مناسبت هم صدائی جامعه سینمایی كشور در محكوم كردن عدم رعایت حقوق مادی و معنوی هنرمندان به خصوص هنرمندان سینما است. چندی است كه مسئله كپی‌های غیر مجاز فیلم‌های ایرانی یا همان قاچاق فیلم در كشور باب شده و ...

ادامه مطلب   


نظرات()   
شنبه 26 اسفند 1385  10:03 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: بهزاد
نوع مطلب: سینمایی ،

گروه فیلم و سینمای فرهنگستان هنر در تدارك تنظیم بیانیه‌ای اعتراض‌آمیز در ارتباط با تولید و پخش فیلم سینمایی "300" به‌علت توهین و تحریف میراث كهن فرهنگی و تاریخی ایران است تا آن را برای دبیر كل یونسكو ارسال كند.

در بیانیه‌ی گروه فیلم و سینمای فرهنگستان، متشكل از سید محمد بهشتی، داریوش مهرجویی، محمدمهدی حیدریان، سیف‌الله داد، منوچهر طیاب، مجید مجیدی، محمدعلی حسین‌نژاد، مجتبی راعی، مهدی ارگانی و محمدعلی نجفی، موضوع تهیه و پخش فیلم "300" با توجه به سه محور مرتبط با یونسكو، مورد اعتراض قرار گرفته و از دبیر كل این سازمان خواسته شده است تا با حساسیت نسبت به اقدامات تخریبی كه از سوی هالیوود در قبال میراث و ارزش‌های تاریخی و تمدنی ایران زمین كه یكی از پرشكوه‌ترین فرهنگ‌ها و تمدن‌های كهن جهان به‌حساب می‌آید، واكنش نشان دهد.

در این بیانیه تاكید شده است كه سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسكو) بنا به‌وظیفه نسبت به حفظ و حراست از میراث ارزشمند فرهنگ‌ها و تمدن‌های بشری مسوول است و از سویی نباید نسبت به تنزل مقام هنر و سینما به دست‌آویز سیاست‌بازان برای تحقیر ملت‌ها و تشدید اختلاف و برخورد بین فرهنگ‌ها و تمدن‌ها با استفاده از ابزار و سرمایه‌ی هالیوود بی‌تفاوت باشد.

به‌نظر اعضای گروه فیلم و سینمای فرهنگستان هنر در حالی كه یونسكو در مقاطع مختلف به حق نسبت به تهدید آثار، اسناد و بناهای تاریخی متعلق به فرهنگ و تمدن ملل و اقوام و تخریب آنها واكنش نشان داده است انتظار می‌رود تا از تحقیر و تخریب هویت تاریخی در قالب فیلم و سینما كه به علت تاثیرگذاری گسترده منجر به آثار سوء فرهنگی و اجتماعی در ابعاد بین‌المللی می‌شود جلوگیری كند؛ زیرا اهمیت آن كمتر از تخریب بناها و آثار ارزشمند مرتبط با میراث تمدنی ملل و اقوام نیست.

در این بیانیه هم‌چنین به اصحاب و اهالی فرهنگ و هنر كشورهای جهان نسبت به آلوده شدن ساحت هنر و سینما به اغراض سیاسی و تبدیل شدن آن به وسیله‌ای برای تشدید سلطه‌طلبی‌های مخل تعامل سازنده و مسالمت‌آمیز بین فرهنگ‌ها و تمدن‌ها هشدار داده شده است.

بنا بر این گزارش، متن نهایی بیانیه با امضای اعضای گروه به زبان‌های انگلیسی و فرانسه ترجمه شده و طی دو روز آینده برای دبیر كل یونسكو ارسال می‌شود.

دیگر لینک های این خبر را می توانید در اینجا و اینجا بخوانید.

   


نظرات()   
شنبه 28 مرداد 1385  11:08 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 5 شهریور 1385 09:08 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: سینمایی ،

فیـلم داستـان زنـدگی سه زن بنـام های « فریبـا »،« سالومه » و «ملـوک» در یکی از محـله های قدیمی تهـران است.« فریبـا » زن میـانسالی است که مخارج زندگی خود و خانواده اش را از اداره کردن کافه ای در محله درمی آورد.  
سالومه دختر جوان زیبای محل، رویای ازدواج با پسری بنام « ابی » را در سر دارد، « ملوک » زن میـانسالی است که عاشق یکی از جوان های محل بنام « خسرو » است ، ولی ......
(به نقل از سایت سینما عصر جدید)

"کافه ستاره" نام فیلمی است از سامان مقدم که پیشتر از او فیلم های "مکس" و "پارتی" را دیده بودیم. این فیلم که هم اکنون در سینماهای در حال نمایش است داستان محلی ای است قدیمی با مردمان اش. گرچه محوریت فیلم را سه زن( فریبا ، سالومه  و ملوک) تشکیل می دهد اما زندگی این سه با دیگر مردمان محله گره خورده؛ پس این فیلم داستان یک محله است.

"کافه ستاره" را می توان یک فیلم پاپیولار(عامیانه) خوب ارزیابی کرد، فیلمی که همچون فیلم های بی اهمیت امروزی قرار نیست فقط مخاطبان چیپس و پفک خور سینما را راضی به خانه بفرستند. سامان مقدم گرچه از بررسی روانکاوانه کاراکترهای فیلم خود می گذرد ، اما شخصیت های بی معنی و بی هویت هم نمی آفریند. شخصیتهای او انسانهایی هستند که برای منش و رفتارهای خود بهانه های ملموس دارند و از همه مهمتر آدمهایی هستند که مابه ازای بیرونی دارند.

افسانه بایگان ، رویا تیموریان ، حامد بهداد از جمله بازیگرانی هستند که موفق از پس نقش خود برآمده اند و این علاوه بر بازی های متوسط و خوب بازیگران دیگر است. اگر به فیلمنامه سخت نگیریم و درجه ارزش گذاری آن را با احتساب فیلم های روز سینمای ایران در نظر بگیریم ، در این فیلم با متنی خوب روبه رو هستیم که با کمی دقت می توانست جزو فیلمنامه های موفق قلمداد شود.

"کافه ستاره " فیلمی است که می توان برای دیدنش وقت گذاشت و پشیمان نشد و این کم نعمتی در این برهوت سینمای ایران نیست.

پوستر فیلم

   


نظرات()   

غرولند

هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات