چهارشنبه 23 آذر 1390  04:35 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 23 آذر 1390 04:43 ب.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: شخصی ،

كنار میز كارم در طبقه پنجم فرهنگستان هنر، پنجره‌ای ست كه هر روز گستره‌ی بخشی از تهران را به من نشان می‌دهد. میز من در كنار این پنجره جوری قرار گرفته كه كافی‌ ست سر بچرخانم تا از ورای آن به شهر نگاه كنم. اغلب كه سرم خلوت می‌شود آهنگ تهران تهران رضا یزدانی را در رایانه روشن می‌كنم همزمان به تهران نگاه می‌كنم: اگه عاشقت نبودم، پا نمی‌داد این ترانه...

این پنجره رو خیلی دوست دارم. تقریبا همیشه كركره‌ش بالاست و حتی زمانی كه نور خورشید ازش می‌تابد به مانیتور رایانه‌م و تصویرش را مختل می‌كند هم كركره را پایین نمی‌كشم. چهار فصل تهران از اینجا دیدن دارد؛ تابستان كه خورشید آتش روی شهر می‌پاشد، بهار و پاییز وفتی تهران خیس بارون است و وقتی برف زمستانی عین پنبه روی تهران می‌ریزد و سفیدش می‌كند.

ادامه مطلب   


نظرات()   
شنبه 3 اردیبهشت 1390  11:28 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 30 خرداد 1390 10:10 ب.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: شخصی ،

دیدار با استاد گنجینه
رمضان سال گذشته بود كه به عنوان مدیركل روابط عمومی فرهنگستان همراه با استادان یاوری، هراتی و شریف زاده جهت احوال پرسی و عیادت به منزل استاد گنجینه رفتیم. مدتی بود از كسالت استاد با خبر شده بودیم و هماهنگی با دوستان میسر نشده بود. آن روز پسر و دختر استاد هم حضورداشتند و اعلام كردند كه آن روز استاد از شوق دیدار دوستانشان از صبح بی تابی می كردند. در و دیوار منزل استاد پر بود از آثار زیبا و نفیس ایشان كه در طی سالهای متمادی خلق كرده بودند. در كنار آنها تقدیرنامه های بی شمار و همینطور عكس های ایشان در موقعیت ها و دوران مختلف چشم را به سمت خود می كشید.
منزل استاد گنجینه
میز و صندلی ها را به نحوی چیده بودند كه همه به قول معروف دور هم باشند. گذشته از نشانه های گاه و بی گاه بیماری آلزایمر در استاد، ایشان در وضعیت خوبی به سر می بردند و پس از احوال پرسی با دوستانشان و شنیدن خاطرات، ایشان را كمابیش به یاد می آوردند و حتی خودشان هم با آن لهجه شیرین تركی خاطراتی را به زبان آوردند. به خصوص گپ و گفت ایشان با دكتر یاوری كه سفرهای بسیاری را با هم انجام داده بودند دیدنی و شنیدنی بود. لذت آشكار استاد در همنشینی با دوستانشان حسرت را برای من حقیر در جمع استادان به دنبال داشت كه چرا تا به آن روز برای دیدنشان تاخیر كرده بودیم. گر چه بعد از آن هم من دیگر در روابط عمومی نبودم و حداقل برای من فرصت و موقعیتی پیش نیامد كه مجددا از ایشان عیادت كنم. در روزی هم كه به اصرار خودم، زمانی برای ریاست موسسه صبا هماهنگ شد تا به اتفاق به عیادت از ایشان برویم، قضای روزگار مرا در موسسه نگه داشت و همكار دیگر را جایگزین كرد.
موسسه صبا سالهایی قبل میزبان نمایشگاهی از آثار این استاد بوده. تلاش و اصرار اینجانب و موسسه در سه ماه اخیر برای برپایی نمایشگاهی از آثار ایشان و شاگردانشان نیز به دلایلی كه در صورت لزوم بیان خواهم كرد به جایی نرسید. دیروز در پیامك غم انگیزی از دوست هنرمندم آقای فرزاد ادیبی مطلع شدم ایشان كه چند ماه اخیر را در خانه سالمندان به سر می برد به رحمت خدا رفت. برای خانواده و دوستانشان صبر آرزو می كنم؛ جایگاه آن هنرمند كه دیگر در عرش است و نیازی به آرزوی من نیست.
عكس دسته جمعی با استاد گنجینه

   


نظرات()   
چهارشنبه 25 اسفند 1389  04:05 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: بهزاد
نوع مطلب: اجتماعی ،


استاد محمود ماهرالنقش، استاد كاشی‌كاری ایران و عضو كمیته هنرهای سنتی فرهنگستان هنر به دیار باقی شتافت. 

استاد محمود ماهرالنقش، استاد كاشی‌كاری ایران، صبح امروز درگذشت. استاد محمود ماهرالنقش سال 1301 در اصفهان متولد شد. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در اصفهان و تهران گذراند و در سال 1338 به دعوت دانشگاه علم و صنعت ایران برای تدریس دانسته‌های خود، به این دانشگاه رفت و از سال‌ 1342 تا 1344 طراح سوالات كنكور، برای داوطلبان رشته ساختمان بود. ماهرالنقش نخستین مؤلف كتاب‌های رشته ساختمان بود و اولین كتاب خود را با نام اصول عملی ساختمان در سال 1344 به رشته تحریر در آورد. از او كتاب‌های متعددی در زمینه ساختمان، هنر آجركاری و كاشی‌كاری ایران به یادگار مانده است. وی عضو كمیته معماری سنتی فرهنگستان هنر بود كه به دلیل كارهای ارزشمندش در سی و یكم تیر 1387 مورد تقدیر این فرهنگستان قرار گرفت. 

پیكر این استاد جلیل‌القدر چهارشنبه ساعت 8:30 از خیابان دكتر فاطمی غربی، خیابان سیندخت جنوبی، كوچه منیژه ، پلاك 15 به سمت بهشت زهرا، قطعه هنرمندان، تشییع می‌شود.

   


نظرات()   
سه شنبه 3 اسفند 1389  12:17 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 3 اسفند 1389 01:00 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: شخصی ،

اثر حسن حاضر مشار

چند روزی ست که موسسه فرهنگی هنری صبا میزبان آثار مجسمه و نقاشی پیرمرد دوست داشتنی به نام حسن حاضر مشار است. این پیرمرد 85 ساله که به قول خودش ترک است اما در روستایی حوالی ماسوله بزرگ شده تا 10 سال پیش فقط نجاری می کرده. اما از آن زمان به بعد و بعد از اینکه حین قاب کردن آثار دختر نقاشش به علاقه و استعدادش به هنر پی برد، شروع به خلق آثار هنر کرد. 4 سال پیش و بعد از یک تصادف او به کما رفت و بعد از به هوش آمدن دیگر نجاری را کنار گذاشت و روی خلق اثر تمرکز کرد. 
آثار این هنرمند که بدون هیچ آموزشی آفریده می شود از صمیمیت خاصی برخوردار است و خواهان بسیاری دارد. نمایشگاه این هنرمند در موسسه صبا فرصت مناسبی ست برای بازدید از آنها و حتی خرید. چون موسسه برای کمک به این هنرمند اجازه فروش آثار را به ایشان داده است. توصیه می کنم این فرصت را از دست ندهید.

   


نظرات()   
چهارشنبه 25 فروردین 1389  09:56 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: بهزاد
نوع مطلب: اجتماعی ،

وقتی یك هنرمند پارانویا می گیرد!

روزنامه جوان، مطبوعه منتصب به جناح راست افراطی در یكی از صفحات دو روز قبل خود مصاحبه‌ای با یكی از هنرمندان پیشكسوت انجام داده و از زبان ایشون اتهاماتی رو به رئیس سابق فرهنگستان هنر وارد كرده. نام هنرمند رو نمی برم چون برای هنر و هنرمند ارزش زیادی قائلم و معتقدم نباید با یه دستمال قیصریه رو به آتش كشید گرچه هنرمندانی مثل ایشون رو زیاد دیدم كه به خاطر منافع خودشون همه چیز، حتی اخلاق رو زیر پا گذاشتن. برای اثبات این موضوع همین بس كه بدونید ایشون اتفاقا جزو هنرمندانی ست كه اگه صد سال سیاه هم بگذره، روزنامه‌ای مثل جوان به سراغش نمی‌ره، پس ببینید چه شده كه این مطبوعه یه صفحه كامل مصاحبه و عكس از ایشون چاپ كرده. 
این هنرمند عزیز! بعد كلی افاضات و تعریف و تمجید از خودش، توهمات و بدخیالی‌هاش رو نسبت به رئیس سابق فرهنگستان هنر ابراز كرده و ایشون رو به سوء استفاده از نام خودش متهم كرده. پارانویای حاصل از پیری ایشون باعث شده توهمات و تصورات ذهنی‌ش برای خودش جنبه واقعیت بگیره و اونقدر اعتماد به نفس داره كه اونها رو رسانه‌ای كنه. ایشون كه معروف هستن به این كه اگه انگشتت رو عسل كنی بذاری تو دهنش، عسل رو می خوره و انگشتت رو گاز می گیره، از بی‌مهری ها و بی‌توجهی‌های رئیس سابق فرهنگستان به خودش و دیگر هنرمندان گفته و حتی به نوعی اعلام هم كرده كه به همین دلیل ایشون رئیس جمهور كشور نشده! ایشون كه در یك منزل 10 میلیاردی در بهترین بخش از خیابان جردن می‌شینه، اثر زیر 10 میلیون تومن نداره و تازه به عنوان عضو پیوسته فرهنگستان كه توسط رئیس سابق فرهنگستان به هیئت امنا معرفی و انتخاب شده، حقوق ماهانه ثابت می گیره، از برپایی نمایشگاه در فرهنگستان هنر برای هنرمندان تجسمی انتقاد می كنه و می گه این پول باید صرف معیشت هنرمند بشه! یكی نیست بگه دم خروس رو ببینم یا قسم حضرت عباس رو!
راستش اینه كه ناگفته‌های زیادی رو راجع به ایشون، ارتباطش با فرهنگستان، نوع رفتار رئیس سابق فرهنگستان با ایشون، مسائل و حرفهایی كه بعد از انتخابات پیش آورده ، جایگاهش در بین دیگر هنرمندان و غیره و غیره دارم كه مثل بغض گلوم رو فشار می ده و شاید یه روز مثل خیلی چیزهای دیگه بیان كنم یا بنویسم. اما می خوام برید مصاحبه ایشون رو بخونید، و از تناقض بین پوشش ایشون و روزنامه چاپ كننده مصاحبه گرفته، تا حرفهای ضد و نقیضش در مصاحبه و بی سروته بودن كلامش نتیجه‌گیری كنید كه تو این دور و زمونه با چه دسته آدمهایی سروكار داریم.
خدا رو شكر كه انتخاباتی برگزار شد و تقی به توقی خورد و عیار آدمها مشخص شد و دستشون رو شد.

   


نظرات()   
یکشنبه 18 مرداد 1388  11:38 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 18 مرداد 1388 12:04 ب.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: اجتماعی ،

حتما می دانید چندی است رسانه‌های حامی دولت فرهنگستان هنر به ریاست مهندس میرحسین موسوی را نشانه رفته اند و به شدت به آن حمله می كنند. آخرین مطلبی كه در این رابطه درج شده مطالبی است كه روزنامه جوان در دوشنبه هفته گذسته درج كرده { اینجا}  و باز هم به این نهاد فرهنگی تاخته است.
روزنامه مردم سالاری ، امروز یكشنبه و پس از گذشت حدود یكهفته مطلبی را در نقد مطالب روزنامه جوان به قلم امیر رجوعی چاپ كرده كه حاوی مطالب خواندنی است:

اگر عادت به مطالعه روزنامه طیف های مختلف سیاسی داشته باشید(حداقل در وانفسای بعد از انتخابات 22خرداد) در صفحه 11 روزنامه جوان روز دوشنبه به مطلبی بر می خورید به نام «کدام هنر، کدام فرهنگ، کدام انقلا ب؟» اگر کمی دقت کنید متوجه می شوید که این مطلب به عنوان «چند توضیح ضروری درباره پاسخ فرهنگستان هنر» نوشته شده که اصل پاسخ فرهنگستان هنر در گوشه سمت چپ همان صفحه چاپ شده است. با کمی توجه بیشتر معلوم می شود که اصلا  روزنامه وزین جوان سنگ تمام گذاشته و به نوعی تمام مطالب آن صفحه را به فرهنگستان هنر اختصاص داده است. بعد از کمی جست و جو متوجه می شوید که این تنها صفحه رپرتاژ آگهی رایگان این روزنامه برای فرهنگستان هنر نیست و گویا چندی قبل هم عنایات این روزنامه شامل این فرهنگستان شده و صفحه ای کامل درباره این فرهنگستان به چاپ رسیده بوده که این جوابیه، پاسخی به مطالب آن صفحه است. بعد هم اگر بسان دوستان طیف راست و اصولگرا به جمع آوری اطلا عات و پرونده سازی علا قه داشته یا طی این مدت با قوانین بازی آنها آشنا شده باشید،.. {ادامه مطلب}

   


نظرات()   
دوشنبه 12 مرداد 1388  09:49 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 12 مرداد 1388 09:57 ق.ظ
توسط: بهزاد
نوع مطلب: ادبیات ،

در وبلاگ روابط عمومی فرهنگستان هنر مطلبی با نام " آفتی به نام تعطیلی مجلات"  به قلم مهدی رحیم پور درج شده است كه حاوی نكات قابل توجهی است. در این یادداشت آمده است: 
چندی پیش یكی از مجلاتی كه در رشته زبان و ادبیات فارسی فعالیت می‌كرد و انصافاً مطالب ارزشمندی نیز به واسطه آن منتشر می‌شد. به دلیل نداشتن پشتوانه مالی، متولیان آن نتوانستند انتشار آن را ادامه دهند، در نتیجه دفتر مجله تعطیل شد. در اینجا این سؤال به ذهن می‌رسد كه در جامعه‌ای كه مدعی است دارای ریشه عمیق تمدن و فرهنگ است، آیا بسته شدن مجله فرهنگی آن هم به دلیل ضعف بنیه مالی، تا چه حد توجیه پذیر است. حال اگر بهانه غیر از این بود، می‌شد توجیهاتی برایش ساخت! مثلاً سال پیش در انگلستان (تصمیم ندارم تحت هیچ شرایطی از تعطیلی مطبوعات داخلی به دلیل اختلافات غیر اقتصادی مثالی بزنم، لطفاً اصرار نفرمایید!) یك مجله اقتصادی ...{ادامه مطلب}

   


نظرات()   
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

غرولند

هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو